بابا عاملی دیگر خانه ندارد
مهر ۸, ۱۳۹۷
رفتن یا ماندن؟
مهر ۹, ۱۳۹۷
نمایش همه

بر سر موزه‌های کوچک شخصی چه می‌آید؟

خانه_ موزه باباعاملی را تخلیه کردند

 

با راه شب به رویاهای کودکی ما آمد. با قصه‌های ظهر جمعه نقش خیال زد. با کدو قل‌قل زن برایمان قصه گفت. با سریال جانی دالر، گروهبان شد. قصه‌های هزار و یک شب را داشت می‌گفت که از بین ما رفت. مردی که امروز دیگر خانه مادری و موزه کوچک محل کارش تخلیه شده است. آیا مسوولان شهرداری قرار نیست به داد این موزه کوچک گذر هدایت برسند؟

جای جای موزه کوچک حمید عاملی، گوینده رادیو، نویسنده کودکان پر از قصه و خاطره است. پر از نامه‌هایی که نسل ما با هزار امید از دور دست برایش نوشتند و اگر موزه از دست برود نوستالژی‌های دهه ۶۰ هم از بین می‌رود. خانه‌ای در گذر هدایت، خیابانی پر از نشانه‌های فرهنگی که شهرداری بر آن است گذر فرهنگی‌اش کند. در این میانه تا اجرای این تصمیم اگر این خانه رو به روی خانه صادق هدایت از دست برود، دیگر نمی‌توان تحقق این آرزوی دیرین را جشن گرفت.

حالا امروز با واقعیت تلخی مواجه شدیم. خانه _ موزه باباعاملی که از نزدیک به ۸ سال دوستان و هواداران نزدیک او به همراه همسرش با مشقت‌های بسیار ساخته بودند، تخلیه شد. هیچ‌مسوولی از این موزه کوچک حمایت نکرد. دوستدارانش به هر دری زدند اما همه بی‌نتیجه ماند.

سهیلا صداقت، همسر حمیدعاملی می‌گوید که امروز شرایطشان بسیار سخت است، نه مسوولان میراث ‌فرهنگی کمکی به ما کردند نه مسوولان شهرداری. ما می‌خواستیم اینجا کتابخانه و مجموعه‌ای باشد برای کودکان و هم یادگاری از حمید عاملی که همه زندگی‌اش را برای کارش گذاشته بود اما حالا همه این یادگارها از بین می‌رود.

او از روزهای سختی سخن می‌گوید که همسرش داشت قصه‌های هزار و یک شب را برای رادیو آماده می‌کرد و چند قسمت آن هم اجرا شد اما متاسفانه مسوولان رادیو با او همراهی نکردند و برنامه او متوقف شد و یک سال بعد هم حمید عاملی به بیماری سرطان دچار شد و از دنیا رفت.

صداقت حالا همه تلاش‌هایش را بر باد رفته می‌بیند:«عاملی مرد شریفی بود. او سال‌های سال برای ادبیات کودکان زحمت کشید. همیشه می‌گفت که قصه‌ها آینده بچه‌ها را رقم می‌زنند. او در این خانه برای بچه‌ها کلاس آموزشی می‌گذاشت. قصه نویسی را یاد می‌داد اما متاسفانه همه داشته‌هایش از دست رفت.»

از بین رفتن یادگارهای باباعاملی برای اولین بار نیست که در حوزه فرهنگ اتفاق می‌افتد. خانه صادق هدایت ۴۰ سال است که درهایش به روی مردم بسته است. خانه نیمایوشیج دارد ویرانه می‌شود. خانه فروغ فرخزاد تا آستانه تخریب رفت و صدها خانه روشنفکر و متفکر و هنرمند که از یادها رفتند. با از دست دادن این خانه‌ها به راستی پیشینه فرهنگی نسل ماست که از بین می‌رود. در حالی که شهرداری دارد روی گذرهای فرهنگی سرمایه‌گذاری می‌کند باید از یاد نبرد که این خانه‌ها و عناصر تاریخی هستند که به این گذرها معنا می‌دهند نه فقط دکه‌های فروش فست فود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *