موزه سنگ‌نگاره‌های ۷ هزارساله زیرآب
شهریور ۳, ۱۳۹۷
گرامیداشت و رونمایی از کتاب یادنامه دکتر شهریار عدل
شهریور ۳, ۱۳۹۷

قدمی که عمو قدرت برای جلب گردشگری گلپایگان برداشته از بسترسازی‌هایی که مسوولان وعده‌اش را می‌دهند و اجرایی نمی‌کنند؛ هیچ کم ندارد.

 

فاطمه علی اصغر
گفت و گو با قدرت مجیدی، کارآفرین حوزه گردشگری

غرقاب روزگاری غرق آب بود، روستایی در نزدیکی گلپایگان که تکه‌ای از تمدن فرهنگی تیمره‌ی هفت هزارساله است. خشکسالی اما به جان این روستا زد. چشمه‌اش را خشک کرد. مردمش تاب نیاوردند و عزم رفتن کردند رفتن و رفتن. عمو قدرت اما ماند. ماند تا حکایت دیگری را در روستای آباء و اجدادی‌اش آغاز کند و چنین کرد. قدرت مجیدی مردی شصت ساله با چهار فرزند است که  دل در گرو حرف های نو و تازه جوانان داد که از گردشگری می‌گفتند. او دست به کار شد و خانه بوم گردی اش را راه انداخت و حالا تورهای زیادی راهی روستای عمو قدرت می‌شوند تا هم در آرامش روستا دمی بیارامند و هم با سنگ نگاره‌های کم نظیر حوزه تمدنی تیمره آشنا شوند. داستان عمو قدرت حکایتی است که می‌تواند بسیاری از روستاهای ما را از مرگ نجات و توسعه گردشگری را در اقتصاد خرد معنا دهد.

عمو قدرت با ایده های جدید آشنا می شود

«بارها شده بود که گردشگران زیادی می‌آمدند سنگ نگاره های غرقاب را ببینند اما هیچ کس نبود یک چکه آب به دستشان بدهد. خیلی از مردم روستا هم که به خاطر کم آبی کوچ کردند و رفتند. من تصمیم گرفتم تا به کمک فرزندانم و پسرهای برادرم اقامتگاهی درست کنم. همه با هم دست به دست هم دادیم و این خانه بوم گردی را راه انداختیم.»

عمو قدرت ایستاده بر درگاه خانه بوم گردی‌اش این ها را می‌گوید و ما را می‌برد به سمت چایخانه‌اش که کاهگلی است و با وسایل قدیمی روستا تزیین شده. موزه‌ای کوچک دردل یک چایخانه که عطر چای آتشی می‌پیچد در استکان‌های کمر باریک آن. قدمی که عمو قدرت برای جلب گردشگری گلپایگان برداشته از بسترسازی‌هایی که مسوولان وعده‌اش را می‌دهند و اجرایی نمی‌کنند؛ هیچ کم ندارد. او اشتغال خانوادگی راه انداخته و حالا فرزندان و برادرهایش همراه او شده‌اند.

«هیچ حامی نداشتم. حتی مامورین بهداشت می‌آمدند و اذیتم می‌کردند می‌گفتند باید آشپزخانه را کاشی کنید. خوب یکی نبود به آنها بگوید خانه بوم‌گردی مفهوم دیگری دارد. باید همه چیز مانند قدیم ها باشد تا مردم خوششان بیاید و تجربه متفاوتی داشته باشند. اما آنها گوششان بدهکار نبود.»

عمو قدرت با ایده‌های نو آشنا شده و حالا هر روز به این فکر می‌کند چطوری این ایده‌ها را اجرایی کند که هم سنت‌ها حفظ شوند و هم گردشگری رونق پیدا کند.

که عشق آسان نمود اول …

عمو قدرت راهی را در میان ناامیدی ها باز کرد که شاید خیلی‌ها امکاناتش را دارند اما توان جنگیدن برای آن را نه:«وقتی داشتم این خانه بوم گردی را راه می‌انداختم هنوز پسرم زنده بود. می‌خواستم که او آواره این کار و آن کار نشود اما رفت کوه و دیگر بر نگشت. حالا به یادش اینجا را زنده نگه می‌دارم. هر روز به گل هایش آب می‌دهم. قسمت این بود که او با ما نباشد.»

یاد فرزند از دست رفته‌اش با عمو قدرت است اما او سعی می‌کند که به روی همه لبخند بزند تا وقتی به روستا غرقاب آمده‌اند شاد باشند و دلشان خوش باشد:«زندگی همین است دیگر. همه می‌خواهند عمو قدرت بخندد و شاد باشد من به خاطر دل جوآن‌ها ادامه می‌دهم. برای اینکه شاد باشند و ناامید نشوند.»

زن عمو قدرت برای مسافران غذاهای سنتی پخت می‌کند:«گندی و ترخینه و خورشت قیمه و قورمه مخصوص گلپایگان…» آش ترخینه یکی از خوشمزه‌ترین غذاهای زن عمو قدرت است. غذاهایی که از خاستگاه فرهنگ تمدنی شان برآمده و طی سالیان دراز به آن‌ها رسیده است.

«گاهی موانع بسیار برای ما ایجاد می‌کنند. حتی جاده ای که مسیر اصلی رفت و آمد ما بوده را نمی گذارند گردشگر عبور کند. همه این تنگ نظری‌ها هست ولی ما امیدمان به خداست. هر روز کار تازه ای انجام می‌دهیم تا گردشگران تشویق شوند به غرقاب بیایند.»

زنده کردن صنایع دستی

عمو قدرت با کمک پسر برادرش رسول مجیدی که مقام دوم استارآپ گردشگری استان اصفهان دوم را دارد. این روزها در حال زنده کردن صنایع دستی فراموش شده گلپایگان است. تفت بافی، قالی بافی، نمدبافی و… خیلی از این هنرها مثل تفت بافی کاملا فراموش شده است و تنها صنایع دستی پویا در گلپایگان منبت کاری است. حالا تعدادی از زنان روستا که در یاد و خاطرشان هنوز هنرهای سنتی این شهر خوش و آب وهوا مانده با انگیزه ای که با راه افتادن خانه بوم گردی در قلبشان زنده شده دوباره دست به کار شده اند تا این هنرهای مرده را زندگی بخشند.

حالا این زنان هنرمند که هنرشان را بوسیده به گوشه‌ای از خاطراتشان سپرده بودند جایی برای تولید و فروش آن دارند و این کارآفرینی روز به روز دارد رونق بیشتری می‌گیرد. اکرم یوسفی یکی از این زنان هنرمند است که دارد تفت بافی را جان می‌دهد.

چشم انداز اقامتگاه عمو قدرت

اگر تا همین دو سال پیش تک و توک گردشگری راهش می‌خورد به روستای غرقاب بیاید حالا در همین یک ماه پیش ۵ تور بزرگ گردشگری به اقامتگاه بوم گردی عمو قدرت آمده و او خستگی ناپذیر برای آن‌ها از روستا می‌گوید و تاریخش. آن‌ها را می برد تا قلعه تاریخی غرقاب را ببینند جایی که خودش در آن به دنیا آمده و حالا متروکه شده اما با تعریف‌های عمو، جان می‌گیرد و گردشگر را به روزهای دور زندگی مردم می‌برد.

گردشگران خارجی از هلند و کانادا هم در اینجا اقامت داشتند و اگر همین روند ادامه پیدا کند عمو قدرت قصد دارد تا نیروهای بیشتری از جوانان روستا را به کار بگیرد. آن‌هایی که به شهر رفتند و هیچ به دست نیاورند و حالا دوباره به روستایشان آمده و باز دارند بیکاری را تجربه می‌کنند.

اگر مسوولان با عمو همراهی کنند او می خواهد قلعه و حمام قدیم روستا را دوباره زنده کند. همانطور که با پیگیری‌هایش توانسته چند تابلو راهنما در روستا بزند:«من دلم برای این مردم می‌تپد نمی‌شود که دست روی دست گذاشت. می‌خواهم کاری کنم که در آبادانی این مملکت سهمی داشته باشم. ما این همه بی‌مهری دیدیم در طی سال‌های گذشته. جوانان ما بیکار هستند. من می‌خواهم اینجا دوباره مثل گذشته رونق بگیرد هچون روزهایی که همه دور هم در قلعه جمع می‌شدیم. شادی می‌کردیم. مثل روزهایی که اگر همسایه مهمان داشت و غذا نداشت ما از غذای خودمان به آن می‌بخشیدیم و خودمان نان خالی می‌خوردیم.»

عمو قدرت به دنبال گرفتن اینترنت وای فای برای روستاست تا اگر گردشگران می‌آیند راحت بتوانند در دنیای مجازی خودشان هم باشد. او صفحه اقامتگاهش در اینستاگرام را یکی از مهمترین راه‌هایی می‌داند که توانسته جذب گردشگر کند:«گلپایگان در مسیر بزرگراه‌های مهم ایران نیست. کسی هم برای شناخت آن کاری نمی‌کند اما صفحه ای که در اینستاگرام راه انداختیم توانسته ما را معروف کند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *