«خاطره مصدق «در حصر
اسفند ۱۹, ۱۳۹۶
سرقت کاشی های مسجد نصیرالملک شیراز
اسفند ۱۹, ۱۳۹۶

تخریب گورستان‌های تاریخی و شکستن‌ سنگ‌ قبرها بلای جان هویت ملی

درد در گلوی پیرمرد می پیچد در جستجوی قبری که پیدا نمی‌کند. صدای ناله می‌آید از دور. باد وزیدن گرفته در گورستان. قبرها تکه تکه شده و تکه‌ها روی هم انباشته. نام‌های مردگان درهم آمیخته‌. نام‌هایی که هر کدام قلب‌ها را به تپش می‌اندازد. تابلویی زنگ زده به نشانی یکی از مردگان در میان سطحی صاف که تازه ویران شده جای گرفته، باقی همه بی نشان شدند. تصاویر این روزهای گورستان امامزاده عبدالله همان است که چند سال پیش در ابن بابویه داغدارش شدیم یا شاید یادآور تصاویری که پیشتر از تخریب گورستان‌ خالی از تابوت ارامنه در کرمان روی خروجی رسانه‌ها جای گرفت و یا شاید شبیه شکستن سنگ قبرهای شاعران و نویسندگان و سیاستمداران با پتک باشد. تخریب گورستان‌ها نشان از بین رفتن بخشی از هویت تاریخی است. رسمی نو که در برابر رسم کهن کرامت مردگان به پا خواسته است.

قبرستان تاریخی امامزاده عبدالله شهرری

در جستجوی قبر پدر
این روزها قبرهای تاریخی گورستان امامزاده عبدالله تکه تکه شده و با بلدوزر صاف شده است. آب نمایی در وروردی آن ایجاد شده و باقی اش همه ویرانه. ویرانه‌هایی که قرار است با اعتباری میلیاردی دوباره سامان بگیرد. حالا سنگ‌قبرهای قدیمی کنده می‌شوند و سنگ‌هایی یک دست جایشان را می‌گیرند. سراغ مسوول امامزاده عبدالله را می‌گیریم .مسوول این امامزاده این روزها، آقای تختی‌پور است. همان که زمان ‌ویرانی امامزاده «ابن بابویه»، گورستان تاریخی دیگری در شهرریمسوول بود. همانکه آمد به بهانه ساماندهی ابن بابویه سنگ قبرها را با بلدوزر خراب کرد. سنگ قبرهای بسیاری از بزرگان در این گورستان بودندکه امروز نام و نشانی از آن ها باقی نمانده.گورستان امامزاده عبداللهقربانی دیگر پروژه ساماندهی گورستان‌های تاریخی است.
بر قبرهای این گورستان تا همین چند وقت پیش می‌شد نام‌هایی را دید که این روزها بی نام شدند. از تقی ارانی، ادیب پیشاوری، عبدالحسین تیمورتاش گرفته تا عباس مسعودی، مؤسس روزنامه‌ی اطلاعات، خاندان ماهرالنقش، مقبره‌ی عمادالکتاب، خطاط معروف، محمدعلی باباییان، یدالهسحابی، صادق سرمد، شاعر دهه‌ی سی، خاندان سالار معتضد، عامری،ناصح، آرامگاه حسن وحید دستگردی و محمدعلی عبرت، شیخ خزعل، علی دشتی و…. نام‌هایی که چه خوب و چه بد هر کدام می‌توانستند این گورستان را شهره کنند وبشود«پرلاشز» ایران.اما نام‌ها تکه تکه شدند تا فراموش شوند شاید.
این روزها فرزندان کسانی که مردگانشان را در امامزاده عبدالله به خاک سپردند به دنبال نام پدران و مادرانشان آواره شدند، یکی از آن‌ها هوشنگ امیرفضلی بازیگری است که چند روز پیش به گورستان امامزاده عبدلله رفت تا در این روزهای آخر سالی یادی بکند از پدرش اما جز ویرانی ندیده است. او همان موقع با موبایلش فیلمی تهیه و شکایت کرد از بانیان این اقدامات:«امروز آمدم سرقبر پدرم و با این صحنه مواجه شدم یعنی نمی‌دانم قبر پدرم کجاست…این‌ها به این کار می‌گویند بازسازی اما من می‌گویم تعرض.»

عکس اختصاصی میراث خبر از قبرستان تاریخی امامزاده عبدالله شهرری

مسوولان اداره اوقاف شهرری اما به مردم می گویند صبور باشید و هدف بهسازی است. اما این بهسازی در دایره لغت خیلی از دوستداران میراث فرهنگی مساوی است با ویرانی. حالا تصویری که در ذهن ما از گورستانیکه قدمتش به بیش از دوران صفوی می‌رسد گورستانی است بی سنگ قبر. گورستانی که چهاردهم اردیبهشت ۷۸ در فهرست میراث فرهنگی ثبت شده است اما دریغ از هر گونه نظارتی بر آن از سوی سازمان میراث فرهنگی. گورستانی که شهدای شانزدهم آذرماه سال ۳۲ را در سینه خاک کرده حال و روزش این است. هر چند تخریب گورستان‌ها از ابتدا از جای دیگری آغاز شد.

مردگانی که قبر ندارند
نقب می‌زنیم به گورستان‌هایی که ویران شدند و صدای ناله ‌هایی که در جستجوی بی‌امان مزارها در گذر تاریخ گم شد. گورستان‌هایی که تنها نامی از آن‌ها به جا مانده و مادرانی که بر سر مزارهایی که نمی‌شناسند اشک می‌ریزند. گورستان‌هایی هم هستند که تخریب شدند و خبری از آن‌ها تا امروز منتشر نشده است. پاتریشیا ازجان کارولفسکا، کاردار سفارتلهستان می‌گوید که گورستان ارامنه‌ی قزوین چند سال پیش شبانه با خاک یکسان شد و هیچ کس اعتراضی نکرد. خبرها به همینجا ختم نمی‌شود می‌گویند که شهرداری کرمانشاه به بهانه‏ آبیاری زمین‌های گورستان،دست به تخریب گورستان ارامنه و گورستان قدیمی مسیحیان این شهر زد. خبرهایی هم نوشته شد از کسانی که به این گورستان حمله کردند و سنگ قبرهای آن را شکستند و صلیب‌هایش را از بین بردند. گورستان مسیحیان اندیمشک را یادتان می‌آید؟ امروز نشانی از آن نیست جز ویرانی. گورستان ارامنه اهواز هم حال و روز بهتری ندارد، گورستانی است با سنگ‌ قبرهای از دست رفته. گورستان انگلیسی‌ها یا قبرستان مسیحیان بوشهر، چند سال پیش ویران، زمین‌هایش فروخته و ساخت‌وسازهای بسیاری روی آن آغاز شد.

گورستان تاریخی لهستانی های اهواز

 

گورستان تاریخی انگلیسی ها در بوشهر

تخریب گورستان مسیحیان کرمان، هرگز از یاد تاریخ نمی‌رود. گورستانی در حریم قلعه دختر با کلیسایی در نزدیکی‌اش که ثبت میراث فرهنگی هم شده بود. این گورستان را شبانه ویران کردند. تابوت‌هایش را درآوردند، تابوت‌ها و مردگان و هر چه در تابوت‌ها بود را بردند. این گورستان در نزدیکی گورستان یهودیان بود که شهرداری آن را هم ویران کرد و رویش پارکی ساخت، بعدها با شکایت به جوامع بین‌المللی دوباره بخش‌هایی از گورستان احیا شد و حالا بدون هیچ نشان و تابلویی گورهایی در دل پارک نشسته‌اند که باید حتما راهنمایی باشد که این را به شما بگوید. اما گورستان مسیحیان هنوز با گورهای خالی در گوشه این پارک افتاده. مجموعه‌ای که می‌توانست نشان افتخار ایرانیان باشد که در طی سالیان طولانی مذاهب و دین‌های گوناگون کنار هم همزیستی داشتند و بعد از مرگ در نزدیکی هم به خاک سپرده شدند بدون هیچ تبعیضی. نشان افتخاری که حالا لکه سیاهی بر آن افتاده است. تاریک تاریک و البته باز تخریب‌ گورستان‌‌ها به همین جا ختم نمی‌شود.

عکس اختصاصی میراث خبر از گورستان تاریخی مسیحیان کرمان

آتش به جان مردگان
همین امسال آتش به جان یکی از اسرارآمیزترین گورستان‌های تاریخی دنیا افتاد. گورستانی در شرق استان گلستان. سنگ‌های آهکی افراشته محوطه «خالد نبی» سیاه شدند یا بر خاک افتادند. گورستانی که تا همین سال گذشته بیشتر از ۶٠٠ گور تاریخی داشت و هر بار سنگی از آن کم می‌شد و ثبت شدن در فهرست میراث ملی هم دردی از آن دوا نکرد و باز امسال آتش به جانش افتاد.
درباره این آتش سوزی گزارش‌های بسیاری تهیه شد در این گزارش‌ها محمد حمیدزاده، رئیس هیأت امنای مجموعه زیارتی و گردشگری خالد نبی(ع) کلاله در شرق استان گلستان گفت: «به علت خشکی علفزارها هر لحظه وسعت آن گسترش می‌یافت، با تلاش خادمان زیارتگاه و اهالیروستاهای منطقه، این حریق در کمترین زمان ممکن کنترل و اطفا شد.» او همچنین گفت که این اقدام احتمالا از سوی «فرد یا افرادی ناآگاه که با توسعه مجموعه خالد نبی و رونق اقتصادی روستاهای همجوار، منافع و سودهای خودرا از دست داده‌اند» انجام شده است. با این‌حال، ابراهیمکریمی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری استان گلستان گفت که این تخریب‌ها تازه نیست: «آن‌جا دشت است، جنگل نیست که آتش‌سوزی بزرگی به‌پا شده باشد. اگر از آتش‌سوزی صحبت می‌شود تنها علف‌های ٣٠٠متر از محوطه سوخته است.» کریمی اعتقاد داشت که تخریب این محوطه تاریخی به نفع کسی نیست و سنگ‌هایاستوانه‌ای قیمت مادی و ریالی ندارد. به گفته او، ده‌ها استوانه و چلیپایآهکی شکسته این محوطه از سال‌های قبل جمع‌آوری شده که قرار است بعد از مرمت در محوطه استفاده شود.» از دیدگاه این مسوول میراث‌فرهنگی آتش‌سوزی این گورستان مشکل بزرگی نبوده و به راحتی قابل حل است. گورستان خالد نبی اما همچنان ناشناس و بدون حفاظت رو به ویرانی می‌برد.

گورستان تاریخی خالد نبی در استان گلستان

اما بگوییم از گورستان ایذه که در دنیا رقیبی ندارد. گورستانی با سنگ قبرهایی که شکل شیرهای سنگی است. در گویش بختیاری شیر سنگیرا «بَردِ شیر» می‌خوانند. این مجسمه‌ها که در آیین‌های زاگرس‌نشینانبه جا مانده، بر گور بزرگان ایل نصب می‌شود. شیرهای سنگی را بیشاز همه می‌توان در گورستان‌های کهن خوزستان، چهارمحال‌و‌بختیاری و لرستان یافت. شیرهای گورستان‌ها نمادی از شجاعت‌اند که در دوره‌هایمختلف شکل عوض کرده‌اند و نقش شمشیر، تسبیح، اسب و اسلحه بر آنها حک شده است. فراوانی این آثار اگر چه در جایی مثل ایذه بالاست، اما در نبود ماموران یگان حفاظت، تخریب آنها از سوی حفاران کار سختی نیست. گورستان شهسوار یکی از این محوطه‌هایی است که در ‌سال ٧٨ در فهرست آثار ملی ثبت شده و گفته می‌شود ٢٠٠شیر سنگیروی گورهای آن خفته‌اند؛ اما مشاهدات نشان می‌دهد که بسیاری از این شیرهای سنگی برزمین افتاده یا شکسته‌اند. اگر چه این تخریب‌ها معمولا از سوی قاچاقچیان اشیا عتیقه انجام می‌شود که در جستجوی گنج هستند اما حکایت اصلی این است که چرا حفاظت مناسبی از سوی مسوولان میراث‌فرهنگی انجام نمی‌شود که چنین آرامش گورستان‌ها در خطر است.

گورستان تاریخی ایذه

شکستن سنگ قبرها
تنها این بلدوزرها نیستند که روی قبر گذشتگان راه می‌روند و آن‌ها را له می‌کنند، تنها این قاچاقچیان اشیا عتیقه نیستند که در جستجوی گنج قبرها را می شکنند. تنها این بی‌توجهی‌ها نیست که گورستان‌ها را رو به ویرانی کشانده و یا حتی بهانه ساماندهی نیست که قبرها را ویران کرده. شکستن سنگ قبرها رسم چند دهه‌ای شده که علیه رسوم کهن به پا خواسته که ریشه در فرهنگ ایرانی و دینی دارد و آن کرامت مردگان است.
حال کار به جایی رسیده که هر کسی به راحتی می‌تواند پتکی بردارد و به جان قبر کسانی که از راه و رسم آنها خوشش نمی‌آید بیافتاد و ویرانش کند. رسمی که با شکستن هر ساله قبراحمد شاملو فریدون فروغی جان گرفت و تن بسیاری را در گور لرزانده و قلب زندگان را هم شکسته. رسم شکستن قبرهاچند سالی هم هست که از امامزاده طاهر کرج به بهشت زهرا هم رسیده است. چند روز پیش عکسی از قبر شکسته ابراهیم یزدی منتشر شد که باز پرونده سنگ‌ قبرهای شکسته را به چالش کشاند.

مزار سیدابراهیم یزدی انقلابی و فعال سیاسی که وزیرامورخارجه دولت موقت و رییس نهضت ازادی ایران بود

کسانی هستند که حتی سنگ قبر مدیا کاشیگر را شکستند. مدیا کاشیگر، شاعر، نویسنده و مترجم هفتم مرداد ۱۳۹۶ درگذشت و در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در مراسم تشییع و خاکسپاری آقای شاعر بسیاری از چهره‌های فرهنگی و هنری، فارغ از هرگونه نگاه و منظر سیاسی و عقیدتی حضور داشتند، همچنان که مدیا کاشیگر در روزگار حیات‌اشبا آدم‌های مختلفی معاشرت داشت و نه تنها از گفت‌وگو با منتقدان‌ و مخالفان‌اش پرهیز نمی‌کرد بلکه استقبال می‌کرد. نه تنها مدیا کاشیگر بلکهدوم مهر ۱۳۹۵ بود که خبر شکستن سنگ قبر محمد‌علی سپانلو شاعر تهران دررسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. سنگ قبر محمدعلی سپانلو را تخریب کرده و رویش را سیمان کشیده بودند. شبنم سپانلو در واکنش به تخریب قبر عموی‌اش رو به مسجدجامعی گفته بود:« آقای مسجدجامعی!شما گفتید جای شاعر تهران، در تهران است، اما همین تهران حتی یکلوح نام و نشان را برای مردی به بزرگی محمدعلی سپانلو تحمل نکرد.»

مزار محمد علی سپانلو

او معترض بود چون با خاکسپاری محمدعلی سپانلو در امامزاده طاهر کنار احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و… به دلیل حساسیت‌هایی موافقت نشد و پیکر او در قطعه‌نام آوران بهشت زهرا تهران آرام گرفت. جایی که نظم و سازمان بهتری دارد و انتظار نظارت و مراقبت بیش‌تری می‌رود. اما بهشت زهرا هم جای بهتری نبود و سنگ قبر او را شکستند. فرزانه طاهری مترجم و همسر نویسنده فقید هوشنگ گلشیری که داغش با شکستن دوباره سنگ قبرهای شاعران و نویسندگان تازه شده می‌گوید:«وقتی سنگ قبر هوشنگ گلشیری تخریب شد، می‌گفتندامامزاده طاهر مکان چندان امنی نیست و افراد ناباب در این محدوده زیاد است.» سنگ قبر سهراب سپهری شاعر عرفان مسلک و مهربان ادبیات ایران هم قربانی این رسم جدید شد و آرامش آن بهم ریخت. کسی که روی سنگ قبرش شعری از او را حک کرده بودند:« به سراغ من اگر می‌آیید/ نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد /چینی نازک تنهایی من‌! چرا اینچنین علیه تاریخ خویش و تاریخ مردگان برخاسته‌ایم؟

قبرستان تاریخی دارالسلام شیراز

 

گورستان تاریخی شهریری در اردبیل

 

گورستان تاریخی انار در مشکین شهر

زمانی کرامت مردگان، رسمی دیرینه بود که در فرهنگ ایرانی و دینی ما ریشه داشت. از کودکی می گفتند مبادا پا روی قبرها بگذارید که بی احترامی به مردگان می شود و خدشه‌ بر حرمتشان می‌افتد اما چند دهه‌ای است که تخریب گورستان‌ها رسم نویی در انداخته تا این رسم را براندازد.هویت در برابر هویت. در طی سال‌های گذشته بسیاری از گورستان‌های تاریخی ویران شدند. ابتدا از گورستان‌های تاریخی ادیان دیگر آغاز شد. گورستان‌هایی که نشان و نماد همزیستی مسالمت‌آمیز ایرانی‌ها در درازای قرن‌ها با ادیان مختلف بود اما حالا بیش از ده‌ها گورستان‌ ارامنه در جای جای ایران در سکوت خبری ویران شدند. نه تنها این گورستان‌ها از بین رفتند بلکه پتک‌های تخریب به گورستان‌های دیرینه که در دنیا کم‌نظیر هستند افتاده است. شیرهای سنگی گورستان ایذه در هم شکسته و ویران بی هیچ توجهی شکسته شدند. گورستانی که زمره آثار ملی ایران جای گرفته. اتفاقی که در بسیاری دیگر از گورستان‌های تاریخی و باستانی ایران تکرار شده و مسوولان میراث‌فرهنگی کمترین اولویت حفاظتی برای این قبرها دارند. شاید بی دلیل نباشد اگر گردشگران هم بروند به گورستان خالدنبی و آتش بر آن بکشند. شاید بی دلیل هم نباشد که به بهانه ساماندهی گورستان‌های تاریخی ابن بابویه و امامزاده عبدالله سنگ‌ قبرهایشان و آرامگاه‌های خانوادگی‌شان ویران شود. کار به جایی برسد که عده‌ای هم پتک به دست بگیرند و به جان سنگ قبرهای شاعران و نویسندگان و سیاستمداران بیافتند و این سنگ‌های شکسته هزار تکه که در نهایت یکپارچگی هویتی ما را می شکنند و رسم‌ها را بر می‌اندازند به بهانه اینکه هویتی جدید شکل بگیرد دریغ از آنکه نه تنها رسم جدید پایدار نمی‌شود بلکه هویت ما را هزار تکه می‌کند و این نشان عاقبت به خیری نیست.

فاطمه علی‌اصغر

روزنامه همشهری چهارشنبه ۹ اسفند

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *