حال ناخوش نگاره شاهپور سوم در محوطه تاق وه‌سان
مرداد ۸, ۱۴۰۰
راه‌آهن ایران، مدرنیته تاریخ‌ساز
مرداد ۸, ۱۴۰۰
نمایش همه

ازدواج در ایران باستان

داماد بر ارابه گاو سفید می‌نشست، عروس با لباس سبز می‌آمد

 

سارا جاوری، پژوهش‌گر

خانواده به عنوان نهاد اجتماعی از دوران باستان تا زمان حال در ایران از اهمیت والایی برخوردار بوده است. ازدواج ایرانی در سایۀ آیین زرتشت دارای نظمی خاص بود و ایزدبانوانی مانند آب (بانوی آب) و اشی (خدای مادینۀ باروری که جوانان آمادۀ زناشویی را یاری می‌کند) تاکید بر اهمیت خانواده در این دین دارد.

در دوران باستان مردان زمانی که ازدواج می‌کردند صاحب مقام و منصب می‌شدند. معمولا مردان با دخترانی از خاندان خود ازدواج می‌کردند. ایرانیان باستان به جشن عروسی سور می‌گفتند. عروس در این مراسم لباسی سبز رنگ بر تن داشت و توری بر سر می‌انداخت و داماد نیز عرقچینی سبز رنگ روی سر یا شانۀ راست خود می‌انداخت. در پشت سر داماد یکی از بستگان نزدیک او با سینی‌ای که محتوای آن دستمال سبز، انار شیرین، تخم‌مرغ، قیچی، شیرینی، آویشن و نخ‌وسوزن بود ایستاده و سینی را روی سر داماد می‌گرفت. تعیین میزان جهاز عروس در مراسم بله‌بران مشخص می‌شد و دختر دیگر هیچ حقی از ارث پدر نداشت. داماد نیز وظیفه داشت که پولی را به عنوان مهریه به پدر عروس پرداخت کند.

 

ازدواج در دوران هخامنشی:

در این دوران که نخستین تمدن آریایی شکل گرفت، ازدواج از مهم‌ترین وقایع خانوادگی به شمار می‌رفت. عروس و داماد پس از پسند یکدیگر مراسم عقد آریایی را انجام می‌دادند. داماد عروس را بربالای تخته‌سنگی می‌برد و خطاب به عروس می‌گفت:«من مرد هستم و تو زن. من آسمانم و تو زمین. من و تو با هم در اینجا می‌نشینیم و از ما فرزندانی به جهان خواهد آمد.»

سپس داماد عروس را با ارابه‌ای که به گاو سفید بسته و با گل آذین بندی شده بود به خانه خود می‌برد. در ایران آریایی و تا قبل از به قدرت رسیدن هخامنشیان مردان تنها یک زن اختیار می‌کردند و ابتدا دختر بزرگ خانواده ازدواج می‌کرد و پس از آن خواهر کوچک‌تر. پس از روی کار آمدن هخامنشیان و به وجود آمدن طبقه‌های مختلف رسوم کهنه فراموش شدند و در میان  طبقات مرفه و شاهزادگان چند همسری رواج یافت.

 

ازدواج در دوران اشکانیان:

اشکانیان تنها اجازه داشتند یک زن عقدی داشته باشند؛ اما تعداد زنان غیرعقدی به ویژه در خانوادۀ سلطنتی زیاد بود. پادشاهان اشکانی زن عقدی خود را از خانواده‌های بزرگ پارت انتخاب می‌کردند و در میان آن‌ها طلاق جایز نبود. این شیوۀ ازدواج در اوستا تدوین شده بود و پادشاهان برای بدست آوردن دلِ روحانیان آن را برگزیده بودند.

 

ازدواج در دوران ساسانی:

وضعیت اجتماعی در دوران ساسانی برطبق فرمان‌های اوستا بود. رییس خانواده مرد بود و کذک‌خدای نامیده می‌شد. زن در این دوران دارای آزادی بیشتری بود و حتی به مقام سلطنت نیز نائل می‌شد. مرد در این دوران می‌توانست زنان زیادی داشته باشد؛ اما موقعیت تمام زنان در خانه برابر نبود. زنان از طبقه مرفه را کذک و زنان طبقۀ پایین‌تر را چاکرزن می‌نامیدند.

دختر و پسر پس از رسیدن به سن بلوغ و توانایی ازدواج، براساس موازین دینی ازدواج می‌کردند. قرار ازدواج توسط بزرگانِ دو خانواده بسته می‌شد. پدر دختر اجازه نداشت که او را به ازدواج با مردی وادار کند. وصلت توسط یک نفر واسطه انجام می‌گرفت و پس از مشخص کردن میزان مهریه، داماد مبلغی را به پدر عروس می‌پرداخت. از شروط عقد این بود که «زن در نیمی از اموال خود حق تصرف داشت و فرمانبردار شوهر خود بود و مرد نیز وظیفۀ تامین خوراک و پوشاک و آسایش زن را برعهده داشت.»

انجام مراسم در زمان‌های خاصی که با جشن‌های سال مقارن بود انجام می‌گرفت و برگزاری مراسم را در زمانی که عروس دوران قاعدگی را طی می‌کرد بدیمن می‌دانستند. در طی مراسم مطربان با اجرای مراسم میهمانان را سرگرم می‌کردند.

 

ازدواج با محارم:

دسته‌ای از شواهد کتبی در رابطه با ازدواج با محارم (پهلوی:خوئیتوک دس) شامل ازدواج با محارم در میان ایزدان و موجودات افسانه‌ای است، مانند ازدواج اهورامزدا با دخترش اسپندارمزد یا ازدواج جمشید با خواهرش و فریدون با دخترش.

در تاریخ تنها به پانزده ازدواج با محارم در دوران باستان اشاره کرده که هشت عدد از آن مربوط به دوران هخامنشی، سه عدد از آن دوران اشکانی و چهار عدد به دوران ساسانی برمی‌گردد.

در دوران هخامنشی کمبوجیه پسر کوروش بزرگ برخلاف قوانین پارسی که این گونه ازدواج را منع می‌کردند با دو خواهر خود پیوند زناشویی بست. داریوش اول برادرزادۀ خود را به زنی گرفت. داریوش دوم با خواهر خود ازدواج کرد. اردشیر دوم با دو دختر خود، اردشیر سوم با خواهرش و سرانجام داریوش سوم با خواهر خود ازدواج کرد.

در دوران اشکانی فرهاد پنجم آخرین پادشاه اشکانی با مادر خود، ارشک پادشاه اشکانی با خواهرش و تیگران شاه بزرگ با دو تن از خواهرانش ازدواج کردند.

در دوران ساسانی اردشیر با خواهرش دینک و شاپور فرزندش با آدراناهید دخترش ازدواج کرد. بهرام چوبین با خواهرش گُردیه ازدواج کرد. خسروپرویز با خواهر خود پیوند زناشویی بست اما پس از قبول دین نصاری او را طلاق داد. یزدگرد دوم دخترش را به همسری گرفت و پس از آن او را کشت و قباد با دخترش سامپیکه ازدواج کرد.

 

در ایران باستان پنج گونه ازدواج وجود داشت:

پادشاه زن: دختر پس از رسیدن به سن بلوغ با اجازۀ والدین خود ازدواج می‌کرد و از کامل‌ترین حقوق زناشویی بهره‌مند بود.

چٍکرزن: ازدواج زن بیوه با مردی دیگر را چکر می‌گفتند و زن در خانۀ شوهر دوم نیز از حقوق پادشاه زن در زندگی مشترکش استفاده می‌کرد.

ایوک زن:اگر مردی تنها دارای فرزند دختر بود و از داشتن فرزند پسر بی‌بهره بود‌؛ ازدواج دخترٍ مرد تحت عنوان ایوک ثبت می‌شد و در صورتی‌که فرزند دختر پسر می‌شد به جای نام پدرٍ فرزند نام پدربزرگش را بر نوزاد می‌نهادند.

سٌتٌر زن: زمانی که پسری بالغ بدون ازدواج فوت می‌شد والدین او وظیفه خود می‌دانستند با هزینه خود و به یاد فرزندشان دختری را به ازدواج پسری درآورند و زوج نیز وظیفه داشتند در صورتی‌که صاحب فرزند پسری شوند او را به فرزندخواندگی فرد درگذشته درآورند.

خوسراین زن: ازدواج دختر و پسر برخلاف میل والدین را ازدواج خودسر می‌گفتند و در این ازدواج دختر از ارث محروم می‌شد.

خویدوس: از دو کلمه خویش و زناشویی تشکیل شده و به معنای زناشویی با خویشان نزدیک و محارم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *