موزه‌های نو، فراتر از هر محدودیت
اردیبهشت ۲۸, ۱۴۰۰
تن پر ترکش قلعه «دا و دختر» اسیر بی‌توجهی‌ها
خرداد ۳, ۱۴۰۰
نمایش همه

چغازنبیل با اهرام مصر ثبت جهانی شد اما این کجا و آن کجا

عاطفه رشنویی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل از بی‌توجهی به آثار جهانی خوزستان می‌گوید

 

مجتبی گهستونی، فعال حوزه میراث‌فرهنگی خوزستان، عضو شورای هماهنگی میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری

دورانتاش که در میانه خود برخوردار از یک نیایشگاه است و ما به آن «چغازنبیل» می‌گوییم، شهری به مانند یک موزه روباز است که روایت‌های بی‌شمار پیدا و پنهان دارد. به همین دلیل محوطه‌های باستانی هفت‌تپه و چغازنبیل دارای ارزش‌های خارق‌العاده است. در حال حاضر ایران ۳۲ اثر ثبت جهانی دارد. وقتی اثر و یا مجموعه‌ای ثبت جهانی می‌شود، باید تشکیلاتی شامل مدیر، گروه کارشناسی، گروه خدماتی و عوامل اجرایی آن را اداره و مراقبت کنند تا در روند حفاظت و مدیریت مجموعه ثبت جهانی، سه اصل اصالت، سلامت و یکپارچگی اثر حفظ شود.

میراث جهانی چغازنیل در استان خوزستان دارای پایگاهی مادر است و اکثر افرادی که در سطوح مختلف میراث‌فرهنگی فعالیت می‌کنند روزگاری در پایگاه چغازنبیل کار کرده‌اند. به همین دلیل این پایگاه در دو دهه گذشته در تربیت نیروی انسانی و کادرسازی اثربخش بوده است. از سویی نوع مطالعه و کارهای اجرایی که در پایگاه میراث جهانی چغازنبیل انجام می‌شود با نظارت بین‌المللی و در همان سطح بوده است، بنابراین سطح بالای کار موجب رشد افراد شده است. اگرچه در دو دهه اخیر افراد بی‌شماری در چغازنبیل کار را یاد گرفته و یا در سطوح بالای کارشناسی در این پایگاه اشتغال داشتند و به مرور رشد کردند اما بعد از مدتی با تغییر محل ماموریت خود، چغازنبیل را خالی کرده و این دست تنهایی گاه موجب آن شده تا چغازنبیل از درودن پوسیده و تهی شود. با وجود این‌که از گروه دوره طلایی هنوز اندک افرادی باقی مانده‌اند ولی جوابگوی وسعت آن نیست. اما با این وجود گستره شهر دورانتاش با همه ویژگی‌های فرهنگی و طبیعی‌اش که ۱،۰۰۰ هکتار وسعت عرصه و حریم دارد یک موزه بکر و دست نخورده است که همواره موجب کادرسازی شده ولی این گوهر ارزشمند همچنان نیاز به یک هسته اجرایی، علمی و قدرتمند دارد.

اگر رگ غیرت مدیران ارشد استانی برای میراث‌فرهنگی جنبید آن وقت است که می‌توان امیدوار بود که از وجود سه گوهر ارزشمند میراثی در خوزستان از جمله چغازنبیل، شهر باستانی شوش و سازه‎‌های آبی تاریخی شوشتر باخبرند و باید برای آن فکر کرده و برنامه‌ریزی عملیاتی انجام دهند.

با توجه به اینکه موزه هفته‌تپه که زیر مجموعه پایگاه چغازنبیل قرار دارد، دو سال از سوی ایکوم، سازمان جهانی موزه‌ها به عنوان موزه برتر شناخته شد، با عاطفه رشنویی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل که سابقه دو دوره معاونت میراث‌فرهنگی خوزستان را در کارنامه دارد گفت وگو کردیم.

 

به نظر می‌رسد که چغازنبیل با همه گستردگی‌اش محروم‌ترین، مظلوم‌ترین، کم بودجه‌ترین در سطح کشور و استان خوزستان است. چرا این گوهر به وضعی دچار شده که باید نگران حال زار آن بود؟

چغازنبیل را با هیچ نمونه جهانی مقایسه نمی‌کنم. ضمن این‌که چغازنبیل در خوزستان و اهرام ثلاثه مصر همزمان و در یک روز ثبت‌جهانی شدند. اما لطفا روش‌های نگهداری، مرمت، تفسیر و ارائه و معرفی اهرام ثلاثه را ببینید و اینجا را هم ببینید. میدان نقش‌جهان اصفهان و تخت‌جمشید در فارس یک روز بعد از چغازنبیل ثبت‌جهانی شدند. آیا جایگاه چغازنبیل در بحث تاثیرگذاری اقتصادی، در گردشگری، در شکوفایی روستاها و . . . معادل نقش‌جهان و تخت‌جمشید است؟ خیلی راحت دو دو تا چهارتا کنیم. واقعا چه اتفاقی در خوزستان افتاده است؟

 

شاید مشکل‌ این است که چغازنبیل خارج از محدوده شهری قرار دارد؟

خیر. این مسئله به تنهایی دخیل نیست. مگر تخت‌جمشید داخل شهر قرار دارد؟ ولی ببینید که نحوه حمایت‌های استانی در روش‌های نگهداری، مرمت، تفسیر و ارائه و معرفی در حد برندسازی نقش‌جهان و تخت‌جمشید چگونه است و برای چغازنبیل چطور رقم می‌خورد. آن تبلیغ و حمایتی که از اکثر میراث‌های جهانی می‌شود تا برند شوند آیا برای چغازنبیل انجام شده است؟ خیر. اما اگر برای چغازنبیل آن حمایت‌های ملی و جهانی صورت نمی‌گیرد، شاید ریشه‌اش به نخواستن‌ها در استان خوزستان بر می‌گردد. گویی که برای مدیران ارشد استانی، میراث‌جهانی چغازنبیل فرزند عاریه‌ای خوزستان است. میراث‌های جهانی از جمله چغازنبیل را به چشم عامل بازدارندگی و عدم توسعه می‌بینند. خب اما توسعه پایدار فقط کارخانه‌سازی، دیوارهای بتنی و دودکش نیست. خود شما در ماجرای شرکت فانی‌گستر پرسیدید آیا برای ساخت کارخانه قند آمایش صورت گرفته است؟ آیا شمال خوزستان به کارخانه قند نیاز دارد که برخی می‌کوشند تا کارخانه‌ای را به قیمت تعرض به قانون و ضوابط اعلام شده بسازند؟ این پرسش ما هم هست. پنج سال پیش توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی طرح آمایش سرزمین انجام شد. آیا واقعا یک شیرپاک خورده‌ای در طرح آمایش به جایگاه میراث‎های جهانی خوزستان توجه کرده است؟ آن را کجای طرح آمایش جا داده‌اند؟ آیا فکر کرده‌اند که وجود سه میراث‌جهانی شوشتر، چغازنبیل و شوش در کنار هم می‌تواند یک محور گردشگری به عنوان یک مقصد برای دنیا قلمداد شود؟ آیا در این خصوص تفکر کرده‌اند؟

 

راه حل‌تان چیست؟

توجه به میراث‌های جهانی خوزستان باید از درون خوزستان شروع شود. اینکه مرزی کشیده شود و بگویند که این میراث‌جهانی است و ردیف بودجه‌اش ملی است و بروید بودجه‌اش را از تهران بگیرید و به ما مربوط نیست و دست‌اندرکاران و بودجه‌ریزان خودشان را به کنار بکشند، نتیجه‌اش همین می‌شود که مردم در محوطه‌های تاریخی می‌بینید و اعتراض دارند. توجه به میراث‌های‌جهانی به دلیل ارزش و اهمیت‌شان می‌تواند به مطالبه نخست استانی بدل شود.

 

بودجه چغازنبیل چقدر است؟

ما ۱،۰۰۰ هکتار محوطه تاریخی داریم. برای این میزان در سال گذشته سه و نیم میلیارد تومان بودجه داشتیم. این میزان به هیچ وجه پاسخگو نیست. پایگاه‌ها که بدون نیرو دوام نمی‌آورند. شوربختانه بخش عمده‌ای از بودجه پایگاه صرف حقوق می‌شود.

 

فکر می٬کنم تعداد نیروهای پایگاه هم قابل توجه است؟

بله. شصت نفر به عنوان نیرو برای چغازنبیل کار می‌کنند. ولی اصلا قابل توجه نیست، هزار هکتار اثر تاریخی احتیاج به توجه بیش از این دارد .

 

اما از این شصت نفر برخی محل کارشان اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان است که طبق بخشنامه قانونی باید به محل استخدام خود برگردند. درسته؟

بله. ده نفر از این شصت نفر در اختیار اداره کل هستند. حتی پیشنهاد دادم، حالا که این ده نفر نیرو را در اختیار گرفتید و از اعتبارات نگهداری چغازنبیل صرف حقوق آن ده نفر می‌کنید، حداقل به تعداد این افراد به چغازنبیل برای هزینه‌های جاری همچون آب و برق، بنزین، تعمیر، بیمه خودرو اعتبار پشتیبانی پرداخت کنید. اما شوربختانه در همه دوره‌ها به پایگاه‌های میراث‌جهانی به دید یک سبد پر میوه نگاه می‌شود که عده‌ای میوه‌هایش را برداشته‌اند بی‌آنکه به سبد فرسوده‌ی جامیوه‌ای نگاه کنند.

 

یکی از ظرفیت‌های میراث‌جهانی، جوامع محلی پیرامون آن اثر هستند. منافع آنان با چغازنبیل چقدر گره خورده است؟

در چغازنبیل به مانند همه میراث‌های جهانی، جوامع محلی از آن اثر و محوطه باستانی جدا نیستند. در هم تنیده شده‌اند. جوامع محلی ساکن در پیرامون میراث‌های جهانی تاثیرگذارترین نقش‌آوران در محوطه  محسوب می‌شوند. اما متاسفانه به دلیل کم بودن شغل در شهر شوش و حتی در روستاهای پیرامونی برخی به چغازنبیل به عنوان تنها بنگاه اقتصادی موجود در منطقه نگاه می‌کنند. بی‌شک اگر پایگاه برخوردار از یک بودجه کافی باشد، قطعا با یکصد نفر نیرو بهتر سامان پیدا می‌کند. اما اگر پول داشتیم استادکاران کارکشته، خشت‌زن، کاهگل‌کش بیشتری استخدام می‌کردیم تا وضعیت‌مان نرمال‌تر شود. اما مهم‌ترین چالش ما با روستائیان این است که فکر می‌کنند از یک خانواده پنج نفره باید سه تن را استخدام کنیم. نه دولت به ما اجازه می‎‌دهد که نیرو جذب کنیم و نه بودجه مورد نیاز را داریم‌ و نه مردم می‌پذیرند این موضوع را .

 

پس با این مردم چطور باید کنار آمد؟

در دو سال اخیر کوشش کردیم تا با اجرای برنامه‌های متنوع  توانمندسازی جوامع محلی مردم را مجاب کنیم که می‌توان به طرق دیگر از جمله کشاورزی، تولید صنایع‌دستی، فراورده‌های لبنیاتی، اقامتگاه محلی، پخت خوراک محلی و… اشتغال‌زایی کرد و درآمد کسب کرد. امیدوار هستیم که با این آموزش‌ها بتوانیم به رشد توسعه اقتصادی جوامع روستایی کمک کنیم.

 

چندی پیش شاهد یک تلاش برای تعرض نافرجام به موزه هفت‌تپه بودیم که بازتاب‌های مختلفی را هم به دنبال داشت. امیدوارم هیچگاه شاهد بحث انحرافی ادغام موزه هفت‌تپه با شوش یا هرجای دیگری نباشیم. زیر بار این موضوع که نمی‌روید؟

در این زمانه سخت اقتصادی، ساخت و افتتاح موزه آن هم با توجه به استانداردهای روز دنیا، کار بسیار سختی است. اینکه یک موزه بسیار مرتب و تمیز و مهم را که دو سال به عنوان موزه برتر از طرف ایکوم شناخته شده است را جمع کنیم چون بلد نیستیم از آن حفاظت کنیم. توامان گریه و خنده دارد. اگر روزی مسئولی از ادغام موزه هفت‌تپه یا تعطیلی کامل آن سخن گفت نشانه ضعف و استیصال نظام مدیریتی است. یعنی از دادن راه حل عاجز هستند و می‌خواهند صورت مسئله را پاک کنند. موزه هفت‌تپه یکی از نشانه‌های بارز همکاری صنعت، دولت و دانشگاه برای خدمت به فرهنگ است. در خوزستان بعد از ساخت این موزه، مسئولین تاکنون نتوانسته‌اند همکاری مشترک و مشابه دیگری در راستای مسئولیت اجتماعی را رقم بزنند. لذا پیشنهاد می‌دهم اصلا درباره این شایعه ناخوشایند سخن نگوییم. چون موزه هفت‌تپه یک دانشگاه بزرگ است که ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را به ما درس می‌دهد و دارای یک جایگاه تثبیت شده در دنیا برای شناخت دوره ایلام (عیلام)، آثار ایلام، هنر ایلام، مذهب در ایلام، صنعت در ایلام و . . . است. تعطیلی موزه هفت‌تپه هیچ‌گاه اتفاق نخواهد افتاد که اگر تحقق پیدا کند بازتاب گسترده جهانی خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *