تعرض به محوطه باستانی ارجان
اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰
چغازنبیل با اهرام مصر ثبت جهانی شد اما این کجا و آن کجا
اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۰
نمایش همه

موزه‌های نو، فراتر از هر محدودیت

آینده موزه‌ها؛ بازنگری در کارکردهای موزه

 

گفت‌وگو با زهرا حبیبی‌زاد؛ کارشناس ارشد مطالعات موزه 

مجتبی گهستونی، فعال حوزه میراث‌فرهنگی خوزستان

شاید در نخستین دیدارهای رو در رو با زهرا حبیبی‌زاد بود که از او درباره «موزه‌های نو، فراتر از هر محدودیت» پرسیدم و او تاکید داشت، موزه‌ها در تلاشند همراه با هنجارشکنی به ساماندهی مفهوم در جهت تعریفی نو حرکت کنند. امروزه هر موزه تعریف، ساختار و شکل منحصر به فرد و متمایز خود را دارد. در واقع تعریف‌های جدید در هر موزه، ویژه خود آن است. موزه های امروز با جامعه خود در بحث هستند و فراتر از آن، بحثی به موقع مطرح می‌کنند، به جامعه خود می‌گویند زمانی چه بوده‌اند، اکنون چه هستند و چه راه‌های تازه‌ای پیش رو دارند.

سیر حرکتی موزه‌ها نشان می‌دهد که حرکتی رو به رشد داشته و با هر گام به پدیده موثر اجتماعی که حضور و نقش فرهنگی آن پر رنگ‌تر شده نزدیک‌تر می‌شوند، چنان که امروزه همه آن را به عنوان پدیده‌ای پویا و فرهنگی می‌طلبند. اما همین فرهنگی شدن تاثیری دو سویه داشته است.

این گفت‌وگوی اختصاصی و بسیار مهم که حاوی نکاتی کاملا دست اول است را بخوانید تا از جزئیات این دو سویه بودن آگاه شوید.

 

تو نخستین کسی هستی که کتاب اکوموزه‌ها را به زبان فارسی نوشت. اکوموزه‌ها، ساختارشکن بود، مفهوم جدیدی بود، تصویر دیگری از انسان و بوم را پیش روی مخاطب قرار می‌داد. در این دوران تحول موزه‌ها، ما کجا هستیم؟

کتاب «اکوموزه، انسان و بوم» سال ۸۹ منتشر شد. ایجاد اکوموزه‌ها واکنش مهمی در مقابل جهانی شدن و به خاطر احترام به ویژگی‌های محلی بود. زمانی که این کتاب منتشر شد، اکوموزه‌ها نقش مهمی در بسیاری از کشورهای جهان داشتند و مفاهیم جدیدی مثل «موزه‌های بدون سقف و بدون دیوار» را وارد ادبیات موزه‌شناسی کردند. من در آن کار پدیده اکوموزه در ایران و رابطه‌اش با هویت ملی در نقاط مختلف ایران را هم کاوش کردم، و گام‌هایی را نه با این هدف و نه با برنامه‌ریزی قبلی بلکه کاملا خودجوش و شخصی در نقاطی از ایران دیدم؛ که امروزه خوشبختانه می‌بینیم این افراد به دور از ساختار بوروکراسی و اداری در بافت‌های قدیمی شهری و روستایی میراث زندگی خود را زنده و فعال نگه داشته و همچون اثر موزه‌ای حفظ می‌کنند. فضاهایی مثل روستای باستانی خنگ اژدر، روستای علوه و یا اقامت در مضیف‌ها تبلور همان مفهوم اکوموزه‌ها است.

 

آیا در این چند سال اخیر موزه‌ها دگرگون شده‌اند؟

این دغدغه که «جامعه آینده چه نوع جامعه ای باید باشد؟» همانطور که برای کلیه علوم مطرح است، برای علم موزه‌داری هم وجود دارد. موزه‌ها خارج از زمان و مکان نیستند، آنها نیز درباره ضرورت انتخاب دقیق‌تر و برگزیدن روش‌ها و تکنیک‌هایی که بتوانند از آن روش به خدمت هدف‌های اجتماعی گسترده‌ای در آیند، بحث می‌کنند و راه‌های نوینی را تجربه می‌کنند. در اوایل دهه اخیر دیدیم که موزه‌ها پا را از همه محدوده‌های قبلی فراتر برده‌اند. موزه‌ها دیگر نه محدود به کارکرد، نه محدود به مکان، نه محدود به موضوع و حتی دیگر محدود به آثار و مجموعه‌ها هم نبودند. اگر پیش از آن موزه‌ها با اشیاء و یا تعامل با مخاطب شناخته می‌شدند، بعد از آن همه اینها ابزاری در راستای هدف‌های مفهومی قرار گرفتند. نگرشی با عنوان «نگرش موزه‌ای» شکل گرفت. موزه‌ها ابعادی چندگانه و چند فرمی گرفتند و ترکیب چندگانه فرم‌های غیرمتعارف تجربه شد. به بیان ساده برای موزه‌ها لحظه‌ها و تجربه‌های آنی با موضوع، مخاطب و برداشت‌های متغیر مورد توجه قرار گرفت. اما تجربه مواجهه با ویروس کرونا به یک دگرگونی سرعت بخشید و موزه‌ها را وارد عصر جدیدی از فعالیت کرد.

 

پس می‌خواهی بگویی ویروس کرونا در ظاهر موزه‌ها را تعطیل کرد، اما در واقع اتفاق ناخوشایندی نبود؟

می خواهم بگویم ویروس کرونا موزه‌ها را ناچار کرد و یا ناچار خواهد کرد که با سرعت بیشتری همگام با «انقلاب تحول دیجیتال» شوند. اجازه بده یک پیش‌بینی کنم. در آینده دگرگونی و تحول موزه‌ها در روزهای کرونا را همین «تحول دیجیتال» می‌دانند. منظور من از تحول دیجیتال موزه‌ها تورهای مجازی و لایوهای اینستاگرامی و استفاده از شبکه‌های مجازی برای جذب مخاطب نیست. منظور من رفتن به سمت استفاده از هوش مصنوعی، حذف انسان و انقلاب فناوری است. تاکید می‌کنم منظور من از تحول دیجیتال به معنی استفاده تزیینی و مدگرایانه از فضای مجازی نیست، بلکه به قول جرج وسترمن (پژوهشگر برجسته دانشگاه ام.آی.تی) تحول دیجیتال به مثابه کرم ابریشم سازمان به پروانه است و نه تبدیل آن به تنها یک کرم ابریشم سریع‌تر. لذا ما در شروع راه هستیم. چگونگی تغییر بنیادی موزه‌ها و نقشی که انقلاب دیجیتال می‌تواند بازی کند، هنوز کاملا درک نشده است. استراتژی دیجیتالی شدن هنوز در اولویت مدیران موزه‌ها نیست و یا دروغی پنهان شده در کشوها است. تفکر آنها هنوز بین وسوسه استفاده از فناوری و شیوه‌های سنتی در تناقض است. موزه‌ها در حال حرکت به سمتی هستند که فراتر از نصب یک برنامه روی گوشی همراه و استفاده از یک سرویس است. این یک فرایند است که کل رابطه با مخاطبان را بررسی می‌کند. موزه‌ها پس از این به یک استراتژی دیجیتال احتیاج ندارند بلکه می‌بایست به یک سازمان جدید تبدیل شوند و این یعنی شغلی مدرن، رفتاری جدید با فناوری‌های مدرن. باید از فکر کردن به نیازهای مخاطبان فراتر برویم و به تصویر بزرگتری نگاه کنیم. مثلا به این موضوع فکر کنید که اپلیکیشن واتس‌آپ را یک کمپانی سازنده موبایل ایجاد نکرده، یا اینستاگرام توسط یک شرکت دنیای عکاسی ایجاد نشده، بلکه مشاغلی هستند که بیش از هرکس نیازهای مخاطبان را می‌شناسند.

 

چقدر عالی، فکر می‌کنم این اولین بار است که بحث «موزه‌ها و هوش مصنوعی و انقلاب عصر دیجیتال» به این شکل مطرح می‌شود. درسته؟

در واقع بر اساس پژوهشی که مشاغل مورد نیاز ۱۰ سال آینده جهان را منتشر کرده بود و تجربه‌هایی که به شخصه در این دو سال اخیر در همکاری با تیمی خلاق در حوزه محتواهای دیجیتال داشتم، می توانم بگویم موزه‌های فعال و کارآمد آینده موزه هایی هستند که ۱- طراحی نوین مبتنی بر شاخصه‌های تحول دیجیتال داشته باشند. ۲- بستر فناورانه مبتنی بر تکنولوژی‌های به روز داشته باشند. ۳- مدیریت محتوا را به درستی شناخته و اجرا کنند. ۴- مخاطب‌های جدید مبتنی بر شاخصه‌های تحول دیجیتال داشته باشند. ۵- شرکایی تجاری داشته باشند که مفهوم تحول دیجیتال را درک کرده و بتوانند در فرایند تحول موزه‌داری کشور مشارکت کنند.

 

خب یکی از سوالات من این بود که خود موزه مهم است یا اشیاء موزه، اما الان بحث به سمتی کشیده شد که غرق مفاهیم شدیم. چرا؟

بیا موزه و شیء موزه ای را جور دیگری ببنیم. مثلا نمی‌دانم موزه تاریخ وابسته به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را دیده‌ای یا نه، این موزه حتی یک اثر موزه‌ای ندارد. اما کودکان در آن با استفاده از فیلم و عکس و بازی و سرگرمی با تاریخ کاملا آشنا می‌شوند. هنگامی‌که موزه دفاع‌مقدس افتتاح شد بسیاری انتقاد می‌کردند که این موزه بدون اثر موزه‌ای چطور می‌تواند تابلویی با این عنوان داشته باشد اما در حال حاضر می‌بینم که این موزه یکی از موفق‌ترین موزه‌های ایران در نمایش و درک دوران دفاع‌مقدس است. در مورد اشیاء موزه‌ای هم شاید کسی باشد که فکر کند مثلا یک اثر موسیقی نمی‌تواند شیء موزه‌ای باشد اما می‌دانیم که آنها می‌توانند اسناد و آثار موزه‌ای باشند. حتما هم با نمایشگاه‌های تک‌اثر مواجه شده‌ای، نمایشگاه‌هایی که فقط با وجود یک شیء موزه‌ای برگزار می‌شود.

 

الآن که به آثار موسیقی اشاره کردی من را یاد خاطره بی‌نظیری از صفحات موزه موسیقی انداختی، به عنوان مدیر سابق آرشیو موزه موسیقی ایران، چند سال پیش صفحات سنگی به من نشون دادی که «فتح خوزستان» نام داشت. ممنون می‌شم که قصه این صفحات را دوباره بگی. درسته که این صفحات نمایش عمومی نداشت و از آثار موجود در آرشیو بود؟

اجازه بده به همین بهانه به چندین موضوع هم اشاره کنم. صفحات موسیقی از اسناد مهم موزه‌ای محسوب می‌شوند و در بحث مدیریت محتواهای دیجیتال بسیار ارزشمند هستند. موزه‌ها همیشه پشت صحنه‌هایی دارند که مخاطبان علاقه‌مندی مثل خودت مشتاق کشف آنها هستند. آرشیوها و اسناد هم از جمله این فضاها هستند. در آرشیو موزه موسیقی صفحات بسیاری وجود دارد که متعلق به خوزستان هستند. قطعات بسیاری که بر روی صفحات ۴۵ دور و ۷۸ دور موسیقی ضبط شده، اما شاید خیلی هیجان‌انگیز باشد اگر بدانی فروشگاهی به نام «ستاره آبی» در خیابان کاوه اهواز بوده که نامش بر روی لیبل صفحات درج می‌شده و علاوه بر پخش و فروش صفحات، کار ضبط موسیقی را هم انجام می‌داده است. این فروشگاه بسیار مهم بوده و امیدوارم روزی بتوانم بازماندگان یا اقوام صاحب آن را ببینم. صفحه «فتح خوزستان» از صفحات تاریخی و بسیار ارزشمند دوره رضا شاه پهلوی است. از این کار سه نمونه صفحه ۷۸ دور (صفحه سنگی) ضبط شد. اولین صفحه «فتح خوزستان» کار ارکستری آلمانی بود که شرکت پلیفون سال ۱۳۰۶ با لیبل قرمز منتشر کرد. این ضبط در کشور آلمان انجام شد. دومین ضبط با لیبل سبز، کار شرکت کلمبیا بود و «تصنیف فتح خوزستان در بیات اصفهان» نام داشت. این تصنیف کار ارکستر ایرانی با سازهای ملی بود که آواز آن را جمال صفوی با نوازندگی پیانوی حسین استوار، تار حسین سالاری، ویولن ابراهیم منصوری و تمبک مهدی غیاثی خواند. شعر این تصنیف متعلق به میرزا رضاخان ارفع الدوله بود. سومین صفحه هم «سرود فتح خوزستان» نام دارد که توسط دسته نظامی «ارکان حرب» در سال ۱۳۰۷ اجرا و ضبط شد و غلامعلی خان یاور رهبر ارکستر بود. این صفحه نیز با لیبل سبز کار کمپانی کلمبیا است. خب شاید نیاز به توضیح نباشد که این صفحات پس از شکست شیخ خزعل از رضاشاه و فتح دوباره خوزستان اجرا و ضبط شد. این صفحات بسیار ناشناخته، نایاب و تاریخی هستند.

 

فکر می‌کنم اشیاء موزه‌ای زیادی از شهرهای مختلف استان خوزستان در موزه‌های ایران و جهان بشناسی. درسته؟

این آثار جزو افتخارات موزه‌های بسیاری هستند. اشیاء و آثار بسیاری در موزه‌های لوور، ارمیتاژ، ویکتوریا آلبرت، بریتیش میوزیم و ده‌ها موزه دیگر وجود دارد که متعلق به خوزستان هستند. قصه‌ها، روایت‎‌ها، اسطوره‌ها و شناسنامه‌هایی که بی‌شمارند. ای کاش بشود روزی پلتفرم یا بستری مجازی با همه آثار این استان به همراه خاستگاه و جایگاه و اطلاعات دقیق‌شان تهیه شود و با جستجویی در آن بتوانیم این تمدن را بیشتر معرفی کنیم.

زهرا حبیبی‌زاد؛ کارشناس ارشد مطالعات موزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *