«نفت سوزها» پنجمین موزه وزارت نفت در کرمان
اسفند ۱۸, ۱۳۹۹
سبزشدن زمین فوتبال در حریم قلعه هرمز!
اسفند ۱۸, ۱۳۹۹
نمایش همه

تعرض مسلحانه به موزه هفت‌تپه زنگ خطری برای موزه‌های خوزستان

خوزستان بعد از استان تهران و فارس بیشترین تعداد نیروی یگان حفاظت را در اختیار دارد

 

مجتبی گهستونی
فعال میراث فرهنگی

تعرض مسلحانه به موزه هفت‌تپه در شهرستان شوش زنگ خطری جدی برای همه موزه‌های خوزستان و کشور است که از رده حفاظتی برخوردار نیستند. اگرچه با درایت نگهبانان موزه، این حمله مسلحانه با شکست مواجه شد اما برای نخستین‌بار است که چنین حمله‌ای گزارش می‌شود.

موزه هفت‌تپه در مکانی قرار دارد که سایت اداری پایگاه جهانی چغازنبیل در آن واقع شده است. اما این پایگاه جهانی، برای موزه هفت‌تپه، محوطه باستانی «تپتی اهر» هفت‌تپه و محوطه باستانی چغازنبیل رده حفاظتی ندارد و نگهبانی‌های آنان توسط نیروهای کارگری انجام می‌شود. این یعنی این‌که نه پلیس مستقر است و نه نیروی رسمی یگان حفاظت میراث‌فرهنگی حضور دائمی دارد.

ادامه وضع موجود در موزه هفت‌تپه و چغازنبیل و حتی سایر موزه‌های خوزستان و دیگر محوطه‌های ثبت جهانی که از رده حفاظتی برخوردار نیستند در شان تاریخ و فرهنگ خوزستان نیست و تبعیضی آشکار محسوب می‌شود.

اگر چه همواره یگان حفاظت میراث‌فرهنگی خوزستان برای انجام تمام مسئولیت‌هایش آماده بوده است اما مسئله این است که نه تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث‌فرهنگی کافی است و نه امکانات آن‌ها پاسخگوی حفاظت از محوطه‌های تاریخی است. به واسطه همین کمبودها است که حجم حفاری‌های غیرمجاز، تخریب، تعرض به آثار تاریخی در استان خوزستان زیاد است. طبق تحقیقات گسترده و دیدار چهره به چهره با برخی مسئولین محلی، بخشداری‌ها، دهیاری‌ها و شورای اسلامی و دوستداران میراث‌فرهنگی سرکشی نیروهای یگان حفاظت فقط معطوف به چند اثر تاریخی بوده و هیچ حضور میدانی در سطح حوزه‌های استحفاظی ندارند.

تعرض مسلحانه به موزه هفت‌تپه در محدوده شهرستان شوش در حالی صورت گرفت که دیگر محوطه‌های باستانی این شهرستان در شرایط بسیار ناایمنی هستند و هر از چندگاهی اخبار تعرض‌ها به انجمن‌ها و دفاتر رسانه‌ها مخابره می‌شود. از تلاش برای دست درازی به عرصه و حریم محوطه‌های باستانی هفت‌تپه و چغازنبیل که بگذریم نمی‌توان از حجم تعرض به محوطه‌های ایوان کرخه، شهرک بهرام، مگرنات، بیت مشحود، کاظم حمد گذشت.

در صورتی که برای وضع موجود چاره‌اندیشی نشود شاهد از بین رفتن میراث کهن ایران‌زمین خواهیم بود و مسئول همه این اتفاق‌ها مدیران و دست‌اندرکارانی هستند که با لاپوشانی، با کم اهمیت جلوه دادن و توزیع ناعادلانه بودجه و امکانات به جای درست به نمایش گذاشتن آن موجب صدمه زدن به تاریخ یک کشور می‌شوند. آنچه که در ادامه می‌نویسم حاصل بازدیدهای میدانی، تماس‌های مکرر با برخی انجمن‌ها، فعالین میراث‌فرهنگی در سطح خوزستان است.

بخشی از مشکلات و چالش‌های میراث‌فرهنگی در نتیجه نبود وجود تعداد کافی نیروهای یگان حفاظت در سرتاسر شهرهای خوزستان، نبود تجهیزات کافی خودرویی و موتوری، نبود یک سیستم منظم بررسی تمام ادعاهای مطرح شده در خصوص گشت‌زنی و پایش برای تمام محوطه‌های ثبت ملی شده و واجد ارزش، بی‌توجهی و یا کم‌توجهی مدیران ارشد استان و شهرستان نسبت به اتخاذ راه‌حل‌های کافی و لازم برای جلوگیری از تخریب و تعرض به محوطه‌های تاریخی و بناهای با ارزش است.

وقتی در یک دهه اخیر فرمانده یگان حفاظت میراث‌فرهنگی کشور از خوزستان با همه عظمت و قدمتش بازدید نمی‌کند تا شرایط موجود را بررسی و ارزیابی کند و با دیگر فرماندهان ارشد انتظامی و نظامی خوزستان برای ارتقا وضع موجود مذاکره کند یعنی اینکه خوزستان در اولویت کشور نیست. در برخی از شهرهای خوزستان وقتی نمایندگی میراث‌فرهنگی با یک یا دو نفر اداره می‌شود و از لحاظ چارت اداری و امکانات در شرایط بسیار متزلزلی قرار دارند از این شهرها چه انتظاری برای حفاظت از میراث‌فرهنگی در مقابل زورگویان، حفاران، بسازبفروش‌ها و… دارید. با وجود همه ارتباط‌‌هایی که بین یگان حفاظت میراث‌فرهنگی با دیگر ارگان‌های مردمی وجود دارد انتظار می‌رود، عملکرد تعاملی ارگان‌های همیار مانند بسیج، دهیاری و شورای‌اسلامی، انجمن‌ها، عوامل انتظامی و… با یگان حفاظت میراث‌فرهنگی بیش از پیش باشد تا از حجم گسترده حفاری در استان کاسته شود و قدرت و شدت گشت‌زنی‌های نیروهای یگان حفاظت گسترش پیدا کند.

بی‌شک از مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان و فرماندهی یگان حفاظت میراث‌فرهنگی انتظار می‌رود تا گزارش دقیق حفاری‌های غیرمجاز، تعرض‌ها، تخریب‌ها به صورت ماهانه، سه ماهه، یا شش‌ماهه به استانداری، سازمان بازرسی، اداره اطلاعات، فرماندهی انتظامی و فرماندهی یگان حفاظت میراث‌فرهنگی کشور و وزارتخانه متولی حفظ آثار و محوطه‌های کشور ارسال شود تا تصمیم‌گیری‌ها و اتخاذ تدابیر لازم در دستور کار آنها قرار گیرد.

اگر این آمار که خوزستان بعد از استان تهران و فارس بیشترین تعداد نیروی یگان حفاظت را در اختیار دارد باید هم خوشحال بود و هم ابراز تاسف خورد که چرا این تعداد نیروی کم برای خوزستان در نظر گرفته شده است. آن هم نیروهایی که نصفشان در حوزه‌های ستادی فعال بوده و بخشی دیگر هم در خدمت یگان انجام وطیفه می‌کنند.

باید تاکید کنم که توزیع تجهیزات توسط یگان حفاظت کشور ناعادانه است. با اینکه عمده بازدیدهای مورد نیاز یگان حفاظت میراث‌فرهنگی ضرورت سرکشی شبانه در محوطه‌های تاریخی را بیشتر می‌کند اما بروید و ببینید که در کل مقرهای یگان حفاظت شهرستان‌ها چند چراغ قوه سالم و حتی تجهیزات دفاعی و بازدارنده از قبیل اسپری و… وجود دارد. کمبود خودرو به تعداد کمتر از انگشتان یک دست برای کل نیروهای یگان حفاظت استان که باید به دوردست‌ترین نقاط هر شهرستان سرکشی کنند، کمبود موتور سیکلت و حتی پرداخت نشدن هزینه و یا دیرهنگام پرداخت شدن هزینه‌های سوخت، همه‌گی باعث بی‌انگیزگی و عدم نظارت بر آثار تاریخی توسط یگان حفاظت می‌شود. آیا واقعا در همه استانهای کشور وضعیتی مشابه خوزستان دارند و از خودروهای کمک‌دار، موتور سیکلت‌های قوی و به روز، تجهیزات دفاعی، چراغ قوه و… خبری نیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *