حمله حفاران غیرمجاز با فلزیاب‌ها به شوش باستانی
اسفند ۲, ۱۳۹۹
در محوطه‌های باستانی خوزستان چه می‌گذرد؟
اسفند ۴, ۱۳۹۹
نمایش همه

فرهنگ شناخت ونگهداری از آثار تاریخی

مهم‌ترین مقوله در حفاظت از آثار تاریخی آموزش و آگاهی‌بخشی عموم افراد یک جامعه در مورد جایگاه و ارزش تاریخی یک اثر است

 

 مهران محمدی
مدیر عامل و عضو هیات مدیره انجمن(ملی) دوستداران حافظ
عضو هیات رئیسه‌ی شورای هماهنگی  سازمان‌های غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور

 

چندی پیش فیلمی از انجام پارکور یک نوجوان در محوطه میراث جهانی پارسه (تخت جمشید)  و به تازگی نیز فیلم مشابهی در اصفهان و بر روی سی وسه پل و انجام حرکات ورزشی بر پیکره‌ی آثار تاریخی در فضای مجازی منتشر شد

واکنش‌ها طبق منوال همیشه به این دو فیلم بسیار زیاد بود؛ بی‌آنکه به دلایل و ریشه‌های انجام چنین فعالیت‌هایی پرداخته و تدبیری اندیشیده شود تا از بروز مجدد چنین حوادثی جلوگیری گردد و همچون همیشه و می‌بایست، یک سیبل جهت هجوم پیدا و آماج انواع حمله‌ها قرار می گرفت؛ که گرفت.

اکنون در اینجا سه پرسش مطرح است:

  • آیا آن نوجوانان مقصر بوده‌اند یا نه؟
  • آیا مجموعه میراث فرهنگی کم کاری کرده و مقصر است؟
  • آیا ایرادی به فعالیت جذاب و مهیج پارکور وارد است یا نه؟

در نگاه اول هر سه مقصرند و این را از واکنش‌های فضای مجازی می توان دید و فهمید؛ اما اگر کمی منصفانه به ماجرا نگاه کنیم می‌بینیم نه آن نوجوانان، نه میراث فرهنگی و نه فعالیت پارکور در وهله‌ی اول مقصر نیستند و احتمالا این‌گونه به نظر می‌رسد که بنده درصدد پاک کردن صورت مسئله هستم به همین سبب درخواست می‌کنم بگذارید از منظر دیگری به ماجرا نگاه کنیم

آن نوجوانان  ۱۵- ۱۶ سال بیشتر نداشتند و براساس اقتضای سنشان به ورزش و فعالیت‌های پرهیجان روی آورده‌اند و بر اساس مشاهدات، جهان بینی و آموزش‌هایی که دیده‌اند (کلیپ‌های خارجی اجرای پارکور در فضاهای تاریخی کشورهای دیگر) و نیز برای این که به صورت جهانی دیده شوند تصمیم گرفته‌اند که در پارسه و سی وسه پل دست به انجام این حرکات نمایشی بزنند.

از سن و سال آن نوجوان‌ها انتظار بیشتری نباید داشت چرا که اگر کمی تجربه و آگاهی به مسائل میراثی داشتند؛ هرگز برای خودشان دردسر درست ننموده و با گوشی فیلم نگرفته و در فضای مجازی منتشر نمی‌کردند.  پس ایراد اول به شیوه‌ی آموزش و آگاهی آنها وارد است؛ چرا که آنها بی هیچ شکی با عدم آگاهی نسبت به میراث تاریخی ماندگار دست به چنین اقدامی زده‌اند.

همه ی کنشگران میراث فرهنگی می‌دانند که مهم‌ترین مقوله در حفاظت از آثار تاریخی آموزش و آگاهی‌بخشی عموم افراد یک جامعه در مورد جایگاه و ارزش تاریخی یک اثر است. وقتی این نوجوانان حتی یک جمله در مورد چراییِ حفظ و جایگاهِ آثار تاریخی آموزش ندیده اند، نه با انیمیشن، نه با فیلم، نه در کتاب‌های درسیشان و حتی نه درجامعه، پس داشتن هیچ گونه انتظاری از آنها در این باره مجاز نیست؛ به اضافه این که امثال این نوجوانان سرمایه‌های ارزشمند این کشورند که هیچ کس حق ندارد بابت اشتباه نا آگاهانه شخصیت و موجودیت آنها را مورد هجوم و تخریب قرار دهد؛ چرا که امثال این نوجوانان وارثان فردای این میراثند.

در اینجا لازم به ذکر است که وقتی  نوجوان پارکور کار مقصر نباشد پس مطمئناً ورزش پارکور نیز هیچ گونه تقصیری نخواهد داشت.

و اما؛ موضوع بعدی عملکرد یگان حفاظت مجموعه‌ی جهانی پارسه و دیگر آثار تاریخی هست که به آنها هم از دیدِ من ایراد آنچنانی وارد نیست؛ چرا که یک فرد پارکور کار هیچ نشانه‌ایی به همراه ندارد که نگهبانان محوطه از قصد و نیت وی آگاه و قبل از انجام چنین حرکاتی مانع از کار او شوند؛ در حالی که بارها دیده‌ایم هنگام بروز چنین اتفاقاتی در اولین فرصت ممکن از طریق بلندگو و حضور فیزیکی، نگهبانان مانع انجام چنین حرکات و فعالیت‌هایی شده‌اند و قطع به یقین در این مورد هم چیزی غیر از این اتفاق نیفتاده است.

 

پس به راستی ایراد کار در کجاست؟

به گمان بنده نهادهای موجود و مرتبط، مقصرین واقعی این چنین رویدادهایی هستند؛ اما برای اینکه شبهه‌ایی ایجاد نشود بهتر آن است که از خودمان یعنی سازمان‌های مردم نهاد حوزه میراث فرهنگی و کنشگران این عرصه آغاز کنیم.

سازمان‌های مردم نهاد حوزه‌ی میراث فرهنگی بر اساس این رسالت شکل گرفته‌اند که با کم کردن موانع و سرعت بخشیدن به آگاهی رسانی اجتماعی نسبت به گسترش آموزش‌های تخصصی و نیمه تخصصی یا همان آموزش مقدماتی و پیشرفته‌، شیوه‌های حفظ و نگهداری آثار تاریخی را در جامعه تسری دهند تا یادگیری و آگاهی عمومی بخصوص در میان کودکان ونوجوانان و دیگر اقشار جامعه آنچنان فراگیر شود که هر فرد در جامعه خود را نگهبان و پاسبانی برای حفظ آثار تاریخی و آثار باقی‌مانده از مفاخر ادبی و فرهنگی بداند؛ چرا که بی‌هیچ شکی این شیوه موثرتر، ارزانتر، سریعتر و کارآمدتر خواهد بود. پس بپذیریم که ما کنشگران فرهنگی و سمن‌ها هنوز به یک موفقیت نسبی در این زمینه نرسیده‌ایم و می‌بایست با اصلاح روش‌ها و نوآوری در این زمینه موثرتر و بیش از پیش فعالیت نموده و اهتمام ورزیم

 

دومین نهاد مرتبط در خصوص این موضوع وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است

تا جایی که به خاطر دارم در گذشته، سازمان میراث فرهنگی، معاونتی داشت به نام معاونت معرفی و آموزش اگر اشتباه نکنم که وظیفه‌اش دقیقا  همین بحث معرفی آثار تاریخی و حفظِ شان و جایگاه آثار و آموزش در این حیطه بود و در قالب‌های مختلفی مثل چاپ کتاب و برشور اقدام می‌نمود؛ حالا چه شد که آن معاونت در چارت های بعدی به بوته فراموشی سپرده شد و حذف گردید سوالی است که وزارت میراث فرهنگی باید پاسخ آن را بدهد و بهتر می‌نماید، حالا که آن سازمان به وزارتخانه تبدیل شده است این بخش ضروری اگر در جایی حل شده بار دیگر احیا شود و به شکل مستقل‌‌تری تحت عنوان یک اداره کل فعالیت نماید و یا اینکه حداقل به شرح وظایف دفتر امور مجامع و تشکل‌ها اضافه گردد تا در این راستا هم امر آموزشِ به روزِ سمن‌ها فعال شود و هم معرفی و آموزش‌های عمومی با کمک سمن‌ها بصورت مفید در قالب‌های متنوع و برنامه‌ریزی شده و صد البته که با بودجه ی مناسب به اجرا در آید.

 

نهاد بعدی وزارت ورزش و جوانان است

وزارت ورزش و جوانان آنچه که از دور هویداست این است که در بعضی از مقوله‌ها بسیار قوی و در بعضی دیگر بسیار ضعیف عمل می‌کند به فرض مقوله‌هایی مثل اعتیاد و فوتبال و جوانانِ نخبه را هرگز نمی‌توان با جنبه‌های فرهنگ‌سازی اجتماعی آن مقایسه کرد؛ دیده‌ایم که تمام باشگاه‌های ورزشی عنوان فرهنگی را هم یدک می کشند؛ اما ندیده‌ایم که کار فرهنگی نمایانی انجام دهند. به راستی جنبه‌ی ورزشی این باشگاه‌ها کجا و جنبه فرهنگی آنها کجا؟ این چنین است که پارکور کار خوب پرورش پیدا می‌کند اما ناآگاه است نسبت به مسائل فرهنگی مرتبط با ورزش و فعالیتی که انجام می‌دهد.

 

نهاد دیگر وزارت آموزش و پرورش است

بهترین دوره برای نهادینه شدن آموزش و پرورش فرزندان این سرزمین در دستان وزارت آموزش و پرورش است و بهترین این دوران، دوران ابتدایی و سنین آغازین آموزش نوباوگان است. در این دوران کتاب‌ها و سرفصل‌های متعدد آموزشی که گاه سخت و غیر کاربردی هستند فراوان به چشم می‌خورد؛ در حالی که بعضی از این دروس یا هرگز در دوران زندگی افراد استفاده نمی‌شود زیرا آنقدر تخصصی هستند که ضرورت استفاده از آن برای عموم افراد پیش نمی‌آید و یا اینکه با بحران‌ها و ضرورت‌های اجتماعی همخوانی ندارد. برای مثال مقایسه کنید پرداختن به مسائلی مثل محیط زیست و مصرف انرژی و حفظ پیشینه فرهنگی و ارتباطات که از مهمترین مشکلات جهان کنونی است با انواع و اقسام درس‌های پیچیده ریاضی تا پایان دوره متوسطه. قبول کنیم که ما به فرزندانمان مهارت خوب زیستن را نمی‌آموزیم به همین سبب هم هست که مهارت‌های تخصصی را که آموزش می‌دهیم  به هدر می‌رود.

 

مورد بعدی رسانه‌ها و صدا و سیما

به عنوان مهمترین ارگان‌های تاثیر گذار در زمینه‌ی آگاهی‌بخشی، در جهان امروز وظیفه‌ی سنگینی را برعهده دارند و هنگامی که این رسانه‌ها حتی یک تیزر تبلیغی و یا یک زیرنویس یک خطی در مورد فرهنگ سازی اجتماعی و شهروندی ندارند؛ یا یک نماهنگ یک دقیقه ایی، یک انیمیشن کوتاه آموزشی طی این سال‌ها با موضوع میراث فرهنگی کسی تولید نکرده است واقعا نمی‌توان از عموم مردم بخصوص کودکان و نوجوانان انتظار ویژه‌ای داشت.

 

و در پایان انتظاری که از شهرداری‌ها باید داشت

شهرداری‌ها هم آنچنان که باید و شاید به مقولهی فرهنگ‌سازی توجه نداشته و ندارند؛ و این سخن به معنای زیر سوال بردن فعالیت‌های فرهنگی شهرداری‌ها نیست، اما آیا جنون سرمایه‌گذاری‌ها در ساخت و سازهای شهری و روستایی با بخش فرهنگی یکی است؟ انگار فراموش شده که شهر ها جایی برای زیستنِ توام با آرامشِ روانِ انسان‌هاست و نه کلکسیونی از قدرت‌نمایی برای رفاه و تن پروری افراد. لذا می‌بایست به جای ایجاد هیاهوهای رسانه‌اییِ بی سرانجام، تلاشی صورت پذیرد تا در آن رویکردها و تغییرات اساسی مناسب برای نزدیکتر شدن مسائل موجود اجتماعی شکل بگیرد و بتوانیم چنین مشکلاتی را با ارائه راهکارهای مفید، منطقی و موثرتر برطرف نماییم.

امید آنکه فرزندانمان شناخت بهتری نسبت به مسائل اطراف خود بخصوص جایگاه حفظ آثار فرهنگی،‌‌ تاریخی و هویت خود پیدا کنند تا بتوانند ارزشمندتر و بهتر و سربلند زندگی کنند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *