حکم استاندار کرمانشاه برای توقف تله‌کابین تاق بستان
دی ۲۴, ۱۳۹۹
باستان‌شناس آمریکایی که عاشق ایران بود
دی ۲۴, ۱۳۹۹

آشنایی با ولایت ثلاث در گفتگو با دکتر شیرزاد خزایی

 

میلاد داوطلب

ولایت ثلاث، یکی از ولایات مهم از تاریخ ایران است؛ این ولایت در غرب ایران و جنوب استان همدان کنونی قرار داشته و شامل سه شهر ملایر، نهاوند و تویسرکان بوده است. اصطلاح ولایت ثلاث در تقسیم‌بندی کشوری دوره ناصرالدین شاه ایجاد شد .

در تاریخ چند هزار ساله ایران، منطقه غرب کشور همیشه دارای اهمیت بوده و نقش تعیین کننده‌ای در سرنوشت کشور داشته و  پرورنده اقوام و حکومت های بزرگ بوده است .

این ولایت، از لحاظ اماکن و بناهای تاریخی نیز غنی است؛ از اماکن تاریخی شاخص این ولایت می‌توان به تپه نوشیجان، معبد لائودیسیه، دژ یزدگرد نهاوند، قلعه اردلان تویسرکان و … اشاره کرد .

تپه نوشیجان، قدیمی‌ترین نیایشگاه آریایی‌ها، در میان مرزهای کشور ما در ملایر و روی تپه‌ای حدود ۴۰ متر که قدمتش به عصر آهن و اوایل استقرار مادها در ایران برمی‌گردد قرار دارد . فعالیت‌های باستان‌شناسی، سه دوره معماری باستانی ماد، هخامنشی و اشکانی را در این مجموعه تاریخی نشان می‌دهد.

معبد لائودیسه یکی از آثار تاریخی شهر نهاوند  است که از دوره حکومت سلوکیان به جای مانده و در بافت قدیمی این شهر و در محدوده تپه دو خواهران قرار دارد. لائودیسه نام همسرِ، آنتیوخوس سوم، پادشاه سلوکی است که به مقام  کاهن بزرگ منصوب شده بود.

دژ یزدگرد سوم، قلعه‌ای از دوران ساسانی بوده است که در شهر نهاوند قرار داشت. سقوط این قلعه در جنگ نهاوند نقطه عطفی در میان جنگ‌های  ایرانیان و اعراب بوده است. از سرنوشت این دژ اطلاعی در دست نیست، اما برخی از منابع چنین اطلاع می‌دهند که این دژ در دوران ناصرالدین شاه قاجار تخریب شده است.

قلعه اردلان، قلعه‌ای تاریخی در اشتران از توابع شهرستان تویسرکان است؛ این قلعه مربوط به دوران حکومت قاجار است. این قلعه کاربرد مسکونی_نظامی داشته و بر فراز تپه‌ای مشرف بر محوطه پیرامون ساخته شده است. این قلعه، توسط خاندان اردلان که حاکم کردستانات بوده‌اند، بنا شده و نقش بسزایی در مبارزه با بیگانگان داشته است.این چهار مورد تنها بخش کوچکی از بناهای تاریخی ولایت ثلاث است و قطعا نمی توان از تمامی بناها یاد کرد.

با اینکه ولایت ثلاث، به جهت داشتن اماکن تاریخی متعدد و غنای تاریخی از جمله ولایات تاریخی و مهم کشور است اما تا کنون، پژوهش‌های صورت گرفته، تنها محدود به معرفی اجمالی تاریخ ولایت ثلاث (هر یک از شهرهای نهاوند، ملایر و تویسرکان به صورت مجزا و یا مختصری از تاریخ هر سه در قالب یک اثر) بوده و امکان شناخت تخصصی و دقیق از این ولایت مهم و تاریخی را فراهم نمی‌سازند.

چرا در باب ولایتی چنین تاریخی، تا کنون پژوهش‌های تاریخی غنی و تخصصی صورت نگرفته، و یا اگر هم چنین تحقیقاتی انجام شده، با موانع و مشکلاتی همراه بوده‌اند؟ به همین منظور پای صحبت دکتر شیرزاد خزایی نشستیم. دکتر شیرزاد خزایی، استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند است که پیرامون نقش احزاب در ایران، تاریخ محلی نهاوند و نهاد وزارت در دوره­های مختلف تاریخی ایران به تحقیق پرداخته و مقالات ارزشمندی همچون «بررسی مدارس نهاوند در دوره پهلوی اول» و «حزب دموکرات و استیضاح فرمانفرما در مجلس سوم شورای ملی» در مجلات علمی پژوهشی رشته تاریخ از ایشان به چاپ رسیده است. او همچنین نویسنده برخی از مداخل دانشنامه جهان اسلام هستند.[۱]

 

به عقیده شما، چرا در چند دهه گذشته، به رغم پژوهش‌های صورت گرفته، کم‌تر به نقش بزرگان کرمانشاه و ولات ثلاث در حوادث ملی همچون نهضت مشروطه پرداخته شده است؟

در ابتدا لازم است یادآوری شود که تاریخ یک دانش هویت‌ساز است و پیوند بین نسل‌های گذشته و آینده را برقرار  می‌سازد. نگارش تاریخ محلی نواحی ثلاث (نهاوند، ملایر و تویسرکان) و کرمانشاه موجب می‌شود که هویت، اصالت ایلات و طوایف این مناطق حفظ شود و میراث فرهنگی و تمدنی آنها در نسل‌های بعدی هم تداوم یابد. همچنین پرداختن به تاریخ محلی موجب آشنا شدن نسل‌های بعدی با بزرگان، خوانین و شاعران گذشته مناطق خود و این امر موجب احساس هویت و افتخار برای آنان می‌شود.  همچنین پرداختن به تاریخ محلی سبب می‌شود مردم مناطق ثلاث و کرمانشاه احساس تعلق خاطری هم به ناحیه خود و هم به کشور خود داشته باشند. به عبارت دیگر در واقع روشن شدن تاریخ محلی این مناطق  می‌تواند حلقه مفقوده تاریخ ملی نیز باشد. به عنوان مثال سالارالدوله، برادر محمد علی شاه قاجار به کمک خوانین و ایلات نواحی ثلاث  و کرمانشاه برای دست یافتن به تاج و تخت جنگ‌های بسیاری کرد. تبیین این حواث نقش مهمی در روشن شدن رخدادهای تاریخ ملی ایران در دوره مشروطه دارد.

از سوی دیگر می‌توان گفت که تاریخ محلی چنانکه شایسته و بایسته است هنوز جایگاه خود را در این نواحی به دست نیاورده است. زیرا نگارش تاریخ محلی این مناطق در نزد مسئولان این منطقه چندان محلی از اعراب ندارد. به عنوان مثال اگر محققی جوان بخواهد در این زمینه کار کند مبلغ ناچیزی به او می دهند و نمی تواند هزینه زندگی خود را تامین کند. برای برون رفت از این امر می بایست اولاً تاریخ محلی و بیان حوادث این منطقه دغدغه مسئولان این مناطق باشد. دوماً با اختصاص بودجه و تشویق محققان جوان به انجام پژوهش در این زمینه می تواند کمک بسیار زیادی به تبیین نقش ایلات، خوانین و بزرگان این منطقه در حوادث ملی بکند. سوماً مسئولان استانی، آموزش و پرورش و حتی نخبگان این منطقه می توانند جایگاه تاریخ محلی و نقش آن در حوادث ملی را تبیین کنند.  مجموعه این عوامل دست به دست هم می دهد تا تاریخ محلی نواحی ثلاث و کرمانشاه نگارش یافته و در تکمیل تاریخ ملی نیز نقش مهمی ایفا کند.

در منطقه زاگرس (علل الخصوص در کرمانشاه و ولایت ثلاث)، بیشتر میل به تاریخ شفاهی وجود دارد. یعنی نقل داستان‌هایی از رجال و بزرگان قدیمی. به نظر شما، این سنت تا چه اندازه در تاریخ نگاری مکتوب مفید خواهد بود و تا چه حد برای آن به مثابه یک آفت عمل خواهد کرد؟

طبیعی است که نقل حوادث و رخدادهای خوانین و بزرگان این مناطق به صورت تاریخ شفاهی از افراد موثق می تواند زوایای پنهان بسیاری از رخدادها را روشن کند. زیرا حوادث و وقایع در همان استان یا شهر یا روستای محل رخ داده است و راویان و ناقلان اطلاعات جزئی، ریز و مفصلی در حافظه خود دارند. اما از آنجا که این افراد تعلق خاطری به خوانین و بزرگان خود دارند و نقل داستان هایی از بزرگان منطقه موجب افتخار و احساس غرور می شود و یک نوع احساس هویت برای این مناطق نیز به حساب می آید. این امر می تواند سبب اغراق گویی و مبالغه نیز در بیان حوادث گردد.

شما در چند سال گذشته پژوهش‌های مختلفی به صورت مقاله درباره تاریخ استان کرمانشاه و ولات ثلاث انجام داده‌اید، می‌خواستم بدانم که رویکرد شما در انجام این پژوهش‌ها چه بوده و در انجام این پژوهش‌ها بیشتر بر چه مواردی تأکید کرده‌اید؟ و به نظر شما برای انجام پژوهش‌هایی خوب در این زمینه باید چه نکاتی رو رعایت کرد؟

هرگونه پژوهش و تحقیق درباره حوادث این نواحی باید در درجه اول متکی بر اسناد آرشیوی باشد. به عنوان مثال در آرشیو اسناد کتابخانه ملی اسناد زیادی درباره خوانین این مناطق وجود دارد. بعد از اسناد منابع و خاطرات دست اول به جای مانده از خوانین این نواحی مهمترین منابع برای پژوهش به شمار می آید. در مرحله بعد ذکر حوادث و رخدادها مربوط به این نواحی از افراد موثق نیز می تواند کمک بسیار زیادی روشن شدن حوادث بکند. مهمترین مطلب در انجام پژوهش این است که اولا باید حوادث را بر اساس منابع موثق به صورتی که رخداده است ذکر گردد و از هرگونه حب و بغض و افراط و تفریط در ذکر وقایع خودداری کرد.

 

به عقیده شما، کدام موضوعات در این زمینه برای مطالعه و بررسی ارزشمند هستند؟ و توصیه شما برای سایر محققانی که در این زمینه قصد تحقیق و پژوهش دارند چیست؟

موضوعات مختلف که در ذیل ذکر می‌شود می‌تواند برای محققان قابل پژوهش و بررسی باشد.

۱ – تاریخ سیاسی: مانند زندگی سیاسی بزرگان منطقه مانند نقش یار محمدخان کرمانشاهی در مشروطه، نقش ایل خزل در حوادث منطقه، نقش ایل کلهر در دوران مشروطه، و همچنین بررسی نقش ایلات منطقه بخصوص در حوادث ملی.

۲ – تاریخ اجتماعی: از قبیل آداب و رسوم عشایر و ایلات این منطقه،  جشن ها، مراسم عزاداری، مراسم خواستگاری و عقد و ازدواج، بررسی تغییر و تحول نهاد خانواده و غیره.

۳ – تاریخ اقتصادی: نحوه و شیوه معیشت مردم، محصولات و تولیدات این مناطق، صنایع دستی(قالی، گلیم، زیلو و غیره).

۴ – تاریخ فرهنگی: دیوان اشعار، بررسی زندگی شاعران، ترانه های محلی، انواع غذاهای محلی، بررسی زندگی بزرگان و علما، بررسی نهادهای آموزشی مثل مکتبخانه ها و غیره.

در پایان می‌توان گفت که هرگونه نگارش تاریخ محلی در نواحی ثلاث و کرمانشاه باید جنبه عینی داشته باشد. محققان تا حد امکان بی طرفی را رعایت کنند و از حب و بغض اجتناب ورزند.

 

[۱] مدخل­ های «ابوالقاسم درگزینی» در جلد ۱۸، «رضوان بن تتش» در جلد ۲۰ و «سید رضا زواره­ای» در جلد ۲۱ از جمله این مداخل هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *