خانه پدری کیانوش عیاری تخریب شد
آبان ۵, ۱۳۹۹
محوطه جهانی چغازنبیل قربانی کارخانه قند می‌شود؟
آبان ۱۱, ۱۳۹۹
نمایش همه

ماجرای مزاری برای تن آواز ایران

آیا سنگ‌قبر شجریان حریم آرامگاه فردوسی را می‌شکند؟

 

فاطمه علی اصغر

ابوالفضل مکرمی‌فر، مدیرکل میراث‌فرهنگی خراسان رضوی: «در بررسی کارشناسی مشخص شده بود محدوده اطراف مزار اخوان‌ثالث محل دفن باشد. جای جدید که نزدیک بیست متر با جای قبلی فاصله دارد دقیقا در همان محدوده است و قوانین را نمی‌شکند.» مزار محمدرضا شجریان نه تنها هنگام دفن جنجالی شد بلکه از همان فردای خاکسپاری برخی این مسئله را مطرح کردند، جانمایی مزار، خلاف قوانین میراث‌فرهنگی است و حریم آرامگاه فردوسی را می‌شکند و از سوی دیگر مانع ثبت جهانی مجموعه توس می‌شود.

این برای نخستین بار نیست که خاکسپاری در جوار بناهای تاریخی محل مناقشه می‌شود و گاه صحنه سیاسی‌کاری. این گزارش جستجویی برای رسیدن به پاسخی دور از همه جنجال‌هاست. شبی که استاد آواز ایران در بیمارستان جم تهران چشم‌هایش را بست؛ مردم هنوز اشک از دیدگانشان جاری بود که پرسیدند: «استاد را کجا دفن می‌کنید؟» همایون شجریان مانده بود در برابر سوالی برآمده از سنت دیرین مردمی که تا ندانند آن‌که دوستش دارند، کجا به خاک سپرده می‌شود، آرام نمی‌گیرند و تاریخ هر بار تکرار می‌شود. شواهد نشان از آن دارد که هفت ماه پیش همایون و خانواده‌اش در فکر پاسخ به این سوال بودند و رای‌زنی‌ برای دفن استاد در جوار آرامگاه فردوسی را از مقامات دولتی آغاز کرده بودند و ۱۸ مهر تنها زمان پیگیری‌های دوباره بود و اخذ مجوزهای لازم از نهادهای مربوطه. اما  در سر مردم شهرهای ایران خواسته‌های دیگر می‌گذشت. گروه‌های مختلف آرزوهای آمیخته با استدلال‌های خودشان را داشتند. گروهی هوادار خاکسپاری استاد در تهران بودند، جایی که در آن بالیده بود. عده‌ای می‌گفتند، بهتر است در حافظیه‌ی شیراز در جوار شاعری که الفت عجیبی استاد با شعرهایش داشت، به خاک سپرده شود.

عده‌ای هم می‌گفتند باید آرامگاه جداگانه برای خسرو آواز ایران بنا کرد و در جوارش مدرسه آواز راه‌ انداخت تا جهانیان بدانند ما برای بزرگان‌مان ارج‌ و قرب بسیار قائلیم. همه در شیش‌ در نقشه‌های خود بودند که پیکر شجریان با پرواز هواپیمایBAE146  ماهان راهی مشهد شد، سرزمینی که در آن متولد شده بود و ساعت ۱۲ شب شنبه ۱۹ مهر ماه اعلام شد، تشییع جنازه هشت صبح در توس برگزار می‌شود و عکسی هم منتشر شد از گودالی کنار مزار مهدی‌ اخوان‌ثالث که یعنی این‌جا مزار استاد است. ساعت ۸ صبح شنبه، گروه مشایعت‌کنندگان، پشت درهای بسته ماندند و تا ساعت ۱۲ ظهر به دلیل قطع تلفن و اینترنت، خبرنداشتند آن سوی میله‌های آرامگاه فردوسی چه می‌گذرد. مردم می‌خواستند آخرین دیدارشان را با استاد در خاطر ابدی‌شان ثبت کنند اما بلندگوها اجازه حرف زدن به مردم نمی‌دادند و آن‌ها مجبور بودند همراه با صدای مسلط بر آرامگاه فقط «ببار ای بارون ببار…» بخوانند.

این ماجرا ادامه داشت تا زمانی‌‌که اینترنت وصل شد و خیل عظیم عزاداران تازه فهمیدند که در این مدت، آن تصویری که از قبر استاد کنار اخوان‌ثالث داشتند به هم خورده و به خواست خانواده شجریان جای قبر عوض و در ضلع غربی آرامگاه در پیاده‌راهی پشت یکی از حوض‌های محوطه دفن شده است. حتی برخی گفتند، شجریان وصیت کرده زیر پای مردم خاک شود. هیچ‌کس صحت این‌ گفته‌ها را تایید نمی‌کند اما برخی هم مطرح کردند که اصرار خانواده باعث شد که قوانین بشکند و اگر همان کنار مزار اخوان بود قوانین نمی‌شکست.

پادرمیانی شفیعی‌کدکنی

ماجرا را همین‌جا نگه می‌داریم و به سال ۱۳۶۹ برمی‌گردیم. زمانی که شاعر زمستان در تابستان مرد. «م.امید» هم وصیت کرده بود که در جوار فردوسی به خاک سپرده شود و این آغاز یک سوال بزرگ بود. آیا می‌توان در توس ثبت ملی، خاکسپاری کرد؟ بر اساس مصوبه هیات وزیران ۱۳۵۷ هر گونه خاکسپاری کنار مشاهیر ممنوع بوده، البته این مصوبه هرگز قانون نشده و در مجلس به تصویب نرسیده است اما مخالف سرسخت مقبره‌سازی در آرامگاه فردوسی فقط عطالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی است.

هر چند او با خاکسپاری چهره اسثتنایی که عمری میراث‌دار فردوسی بوده یعنی اخوان‌ثالث مشکلی نداشت اما مخالف ساخت آرامگاه برخلاف قوانین و ضوابط میراث‌فرهنگی بود اما همان زمان و بعد از آن‌، اعتراض جمعی از شاعران همچون‌ مرتضی امیری اسفندقه بلند شد که وا اسفا: «طرحی برای مقبره اخوان در دوران وزارت مهاجرانی آماده شد بود که او به این خاطر که نباید در کنار مقبره فردوسی مقبره‌ای بر پا شود با آن طرح مخالفت کرد و این به نظرم اقدام اشتباهی بود.» آیا این مخالفت اشتباه بود؟ هرگز کسی به این سوال در آن زمان پاسخی نداد و این گره کور همچنان ماند تا امروز.

خاکسپاری اخوان محلی شده بود برای بازی‌گردانی سیاسی‌. آن‌چنان که پیکر فردوسی از روز اول گرفتار سیاسی‌کاری‌ و غرض‌ورزی با سوء‌استفاده از افکار مذهبی مردم روزگار خود شده بود. روایت است فردوسی را به دلیل شیعه بودن به گورستان مسلمانان راه ندادند و به ‌ناچار او را در باغش در شهر تابران توس، نزدیک به دروازه شرقی رزان به خاک سپردند و آن‌قدر قبرش را در قرون مختلف تخریب‌ کردند و ساختند تا سرانجام این آرامگاهی که مفاخر ملی ایران بنا کردند، مزار ابدی‌اش شد.

گویی خاک توس پذیرنده‌ است اما گیر و گرفتاری‌هایی هم دارد. این را بیش از همه محمدرضا شفیعی کدکنی می‌‌فهمد. او که روایت است برای اولین بار برای دفن اخوان‌ثالث پادرمیانی کرده و از مقام معظم رهبری، مجوز خاکسپاری‌اش را می‌گیرد و در کتاب «حالات و مقاماتِ م امید» از نقل مکتوب ماجرا پرهیز می‌کند: «بخشی از جریان تدفین اخوان را که به تفصیل تمام نوشته بودم در این چاپ حذف کردم. بعد از مرگِ من، دیگران اجازه دارند که آن را نشر دهند. به خط خودم نگاه داشته‌ام تا در آینده انتشار یابد. فقط از روی خط خودم. من هیچگاه سیاسی نبوده‌ام ولی متجاوز از شصت سال ناظر دقیق و پُرحوصلۀ جریان‌های سیاسی در ایران بوده‌ام. به تجربه دریافته‌ام که روشنفکرانِ ما، غالباً، فاقد تقوای سیاسی‌اند. به اندک خشم و نفرتی، حتی شخصی، انواع تهمت‌ها را به طرف مقابل می‌زنند…» حالا دوباره بعد از گذشت، سی سال از آن روزگار باز حکایت پادرمیانی شفیعی‌کدکنی سرزبان‌ها افتاده و حکم حسن‌ روحانی، رییس‌جمهور و باز اعجاز خاک توس و این بار مزار چهره جهانی آواز ایران محل بحث است.

۹ ماده قانونی که نمی‌شکند

به امروز بر می‌گردیم و به سراغ قوانینی می‌رویم که شامل نه بند می‌شود. شهر توس با ارگ و برج و بارو در سال ۱۳۷۵ به شماره ۱۷۵۸ ثبت ملی شد و در سال ۱۳۷۸ به شماره ۱۲۷۱۹/۱ تعیین حریم و در مرداد ۱۳۸۴ به شماره ۸۴۲۴۹۳۹/۱ تعیین حریم مجدد شد. این حریم تصویب و ابلاغ شد. بر اساس ضوابط و مقررات عرصه و اعیان یک اثر ملی، ۹ مورد ممنوعیت عنوان شده است که به صورت کامل در این‌جا آورده می‌شود:«یک: هر گونه احداث بنا در محدوده عرصه ممنوع می‌باشد. دو: هر گونه اقدامی که منجر به تخریب عرصه و اعیان اثر گردد ممنوع است.سه: هر گونه فعالیت عمرانی، ساماندهی به منظور حفظ و کشف ارزش‌های فرهنگی – تاریخی اعم از مرمت، بازسازی، توسعه و ایجاد فضای سبز، تعمیر و یا تغییر کاربری در تمام یا قسمتی از محدوده عرصه و اعیان اثر پس از تهیه و ارائه طرح و تصویب نهایی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری معتبر و قابل اجرا خواهد بود. چهار: حفر چاه و احداث زیر زمین در محدوده عرصه و اعیان اثر ممنوع است. مگر آنکه اصل بنای تاریخی شامل زیرزمین یا چاه باشد، که در این صورت فقط در حد موجود قابل حفظ است. پنج: تفکیک، تغییر کاربری، تغییر نما و دخل و تصرف در کالبد بناهای قدیمی موجود و تعریض معابر در بافت ممنوع است. شش: ملحقات و دخل و تصرفهایی که در جداره بافت به وجود آمده است و با معماری تاریخی – فرهنگی جداره هماهنگی ندارد در نماها و کالبد بناهای قدیمی موجود بر اساس طرح مصوب سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باید بازپیرایی شود. هفت: ارائه خدمات زیر بنایی تاسیساتی و رفاهی از قبیل آبرسانی، برق‌رسانی، آب و فاضلاب، ایستگاه تلفن و نظائر آن پس از تهیه طرح ویژه و تصویب نهایی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری معتبر و قابل اجراست. هشت: هر گونه فعالیت پژوهشی، باستان‌شناسی، کاوش و گمانه‌زنی علمی و نظارت بر کلیه طرح‌ها پس از تهیه طرح در انحصار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌باشد. نه: دیوارها با مصالح سنتی و بومی منطقه مرمت شوند و به کار بردن هر نوع مصالح با اندودهای دیگر در نماها و دیوارهای خارجی کلیه ساختمانها ممنوع است.»

حال با در نظر گرفتن این قوانین مشکلی که مطرح شده بود را دوباره بررسی می‌کنیم؛ هیچ‌کدام از این موارد قانونی اشاره‌ای در مورد خاکسپاری در عرصه آثار تاریخی نکرده‌اند اما اگر بپذیریم هر گونه ساخت‌وساز در کنار آثار تاریخی ممنوع است، پس اگر آرامگاه یا مقبره‌ای ساخته‌ شود که منظر را به هم بزند؛ کاملا خلاف قانون است. سیاوش آریا، فعال میراث‌فرهنگی به شدت با قرار گرفتن مزار شجریان در توس مخالف است: «بر پایه قانون عرصه و حریم آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی که به ثبت ملی رسیده است هرگونه پی‌کنی و کندو‌کاو ممنوع بوده و تخلف به شمار می‌آید و نباید خاکسپاری در عرصه انجام شود چون بی‌گمان در آینده با کاوش‌ها به داده‌های مهمی دست خواهیم یافت و با این کار به لایه‌های تاریخی آسیب خواهد رسید. استاد را باید در بخش هنرمندان در مشهد یا تهران خاک می‌کردند نه در آرامگاه فردوسی که ممنوع است. حتی زنده یاد اخوان هم نباید آن‌جا خاک می‌شد، هرچند ایشان را می‌توان فرزند شایسته فردوسی دانست.»

محمد سپنجی، از قدیمی‌ترین کارشناسان تعیین عرصه‌وحریم ایران اما نظر دیگری دارد: «در این خاکسپاری، قوانین ثبت کاملا رعایت شده است.» او شرح می‌دهد: حریم چهار بخش بوده که عبارت است؛ الف: حفاظت کالبدی: این تدفین آسیبی به کالبد اثر نخواهد زد .ب: حفاظت کاربردی: این تدفین به ادامه حضور مقبره فردوسی و بازدید از این اثر هیچ ضدیتی را ندارد. در واقع هر دو تدفین و بازدید را شامل می‌شود و کاربردی یکسان دارد .ج: حفاظت زیست محیطی که این عمل نه آلودگی هوا، نه انباشت زباله، نه هدایت آب، نه لرزه به عرصه و اعیان را بوجود نمی‌آورد .د: حفاظت منظری که اگر در آینده سازه‌ای که منظر اثر را آسیب نزند، ساخته نشود، می‌توان گفت مشکی از نظر قوانین حریم ندارد.»

سپنجی در ادامه با توجه به این‌که حوض مجاور که از معبر کنار این آرامگاه پایین‌تر است می‌گوید: «مطمئنا این کندن نیز به لایه‌های تاریخی هیچ آسیبی نمی‌زند و در صورتی‌که موزه پایین مقبره فردوسی چند متر پایین‌تر بوده و فعلاً هیچ لایه‌ای یافته نشده است .حال در صورت نیاز می‌توان بافاصله چندمتری گمانه زد و در صورت وجود لایه تاریخی پس باید حتی مقبره فردوسی را هم جابه‌جا کرد. نباید فراموش کرد این عمل در عرصه انجام شده نه در اعیان اثر.»

به نظر می‌رسد، کارشناسان میراث‌فرهنگی با پرونده کاملاً پیچیده‌ای روبه‌رو بودند. گفته می‌شود آن‌ها می‌خواستند جانمایی مزار در فضایی گسترده‌تر اتفاق بیفتد اما برای تصمیم‌گیری وقت تنگ بود. بررسی‌ها سرانجام حاکی از آن بود که کارشناسان مشکل قانونی در خاکسپاری شجریان در توس ندیدند. اما بعضی این ایراد را گرفتند: «جایی که در ابتدا کنار قبر اخوان ثالث بوده از نظر کارشناسان میراث‌ خراسان مورد تایید بوده نه جایی که خانواده شجریان خواستند.»

ابوالفضل مکرمی‌فر، مدیرکل میراث‌فرهنگی خراسان رضوی اما هر گونه شکستن قوانین میراث‌فرهنگی را رد می‌کند: «این‌که برخی می‌گویند کارشناسان میراث‌فرهنگی خراسان اصرار داشتند که اگر جای قبلی به خاک سپرده می‌شد، قوانین نمی‌شکست را به کل تکذیب می‌کنم. برای‌این‌که در کارشناسی مشخص شده بود محدوده اطراف مزار اخوان‌ثالث نه‌ این‌که مزار شجریان دقیقا نزدیک به قبر اخوان باشد. دقت کنید گفته شده بود: «در محدوده قبر اخوان‌ثالث» بنابراین جای جدید که نزدیک بیست متر با جای قبلی فاصله دارد دقیقا در همان محدوده است و قوانین را نمی‌شکند.»

رضا سلیمان‌نوری، فعال میراث‌فرهنگی خراسان که در جریان مراسم خاکسپاری استاد شجریان قرار داشت هم تاکید می‌کند: «بر اساس قوانین و ضوابط میراث‌فرهنگی مشکلی برای منظر آرامگاه فردوسی به وجود نمی‌آید.» امیر ضیائیان، مدیر روابط عمومی میراث‌فرهنگی خراسان رضوی هم به پیام‌ما می‌گوید: «اصلا چنین بحثی کذب محض است. هر دو جایگاه از سوی کارشناسان میراث‌فرهنگی مورد تایید بوده و مشکلی برای دفن نداشته است. ما در هر شرایطی قوانین و ضوابط میراث‌ را رعایت می‌کنیم و ملاحظه فرد خاصی را نمی‌کنیم.»

اگر به صورت بدبینانه فرض را بر این بگذاریم که آن‌ها بر اساس ملاحظاتی این حرف‌ها را می‌زنند. دوباره از کارشناسان عرصه‌وحریم جویا می‌شویم. سپنجی می‌گوید: «آن‌چه حریم توس را می‌شکند دکل‌های برق هستند نه قبر استاد شجریان. او چهره بین‌المللی است و حتی دفن او در توس می‌تواند تأثیر مثبتی روی پرونده ثبت جهانی آرامگاه فردوسی داشته باشد. ما هیچ‌ قانونی که مانع از خاکسپاری شخصیت جهانی با توجه به ویژگی‌های قرابتی با خود فضای آرامگاه بدون این‌که منظر را خدشه‌دار کند، نداریم. مردگان به صورت کلی با استاد برنده جایزه موتسارت و شوالیه و کسی که به افسانه موسیقی شرق معروف است، فرق می‌کنند اگر غیر از این است، پس اخوان و عماد خراسانی و… را هم جابه‌جا کنند. فراموش نکنیم زمان تدفین خیام و کمال‌الملک نیز با هم نبوده و باید در تمامی امامزاده‌های ثبتی نیز جابه‌جایی انجام شود. یادمان نرود، دکتر پیرنیا هم در خانه رسولیان ثبتی در شهر یزد یکی از پنج خانه ثبتی دانشکده معماری و هنر دفن شده است.» بر پایه این گفته‌ها تا مادامی‌که مقبره‌ای بنا نشده و منظر آرامگاه را به‌ هم نزند، نمی‌توان مزار شجریان و اخوان‌ثالث را مخدوش کننده حریم آرامگاه دانست هر چند، نباید این را هم فراموش کنیم که آرامگاه فردوسی گورستان نیست.

اتمام حجت با قوانین جهانی

تحقیق را ادامه می‌دهیم تا بفهمیم قوانین تعریف شده در یونسکو درباره عرصه و حریم آثار ثبت جهانی چه می‌گویند. گفت‌وگو با کارشناسان این حوزه، حکایت از آن دارد که دفن هنرمندی شناخته شده در عرصه بین‌المللی همچون شجریان که حتی یونسکو به ایشان مدال جهانی موتسارت داده است ‌و جزو میراث جهانی به شمار می‌رود؛ ارزشی به ارزش‌های آرامگاه و مجموعه توس می‌افزاید. فرهاد نظری، مدیرکل سابق ثبت آثار تاریخی سازمان میراث‌فرهنگی و کارشناسی که نقش مهمی در پرونده‌های ثبت جهانی داشته، می‌گوید: «دفن استاد شجریان هیچ‌کدام از قوانین و ضوابط میراث ‌فرهنگی جهانی را نمی‌شکند. همان‌طور که می‌دانید، از جمله آثار ایران که می‌تواند در فهرست میراث جهانی ثبت شود «آرامگاه‌های مشاهیر ایران» مانند حافظ و سعدی و بوعلی است. در جوار آرامگاه این بزرگان، مزار دیگر مفاخر و مشاهیر ایران قرار دارد که بسیاری از آن‌ها مفاخر معاصر هستند. خاکسپاری پیکر بزرگان فرهنگ و هنر در جوار آرامگاه مشاهیری چون حافظ و سعدی و بوعلی و فردوسی جزو سنت‌های فرهنگی ماست و از نظر یونسکو نیز حائز است.»

ماجرای دفن شهدا در جوار بناهای تاریخی

بسیاری این موضوع را مطرح می‌کنند که چرا دوستداران میراث‌فرهنگی سخت‌گیری بسیاری در مورد دفن شهدا در مجموعه آثار تاریخی داشتند. نظری می‌گوید: «از دیرباز در ایران سنت دفن به گونه‌ای بوده است که هر بزرگی که از دنیا می‌رود در فضایی متناسب با حرمت آن فرد به خاک سپرده می‌شود. این سنت در واقع جزو میراث‌ ناملموس ما به شمار می‌رود. شیخ بهایی در حرم امام‌رضا (ع) دفن است چون قرابتی معنوی دارند. خیلی از این‌ها در حافظیه دفن شدند شاعر و موسیقی‌دان و ادیب هستند. از قدیم‌الایام علمای دین می‌خواستند که در کربلا یا آستان امام‌رضا‌ (ع) دفن شوند. در واقع این میراث‌ و سنت ماست که از گذشته به ما رسیده است.» او درباره دلایل مخالفت با دفن شهدا در محوطه‌های تاریخی مانند میدان نقش جهان می‌گوید: «ما مخالف بودیم شهدا را در میدان نقش‌جهان دفن کنند برای این‌که این مسئله مطرح شد که قداست آن‌ها زیر سوال می‌رود چون میدان نقش‌جهان هفتاد سال پیش محلی برای بازی چوگان بوده است. شاه عباس صفوی در این میدان چوگان بازی می‌کرده، چگونه شهدایی که مقام و منزلت دارند ما در میدان چوگان دفن کنیم؟

از سوی دیگر ساخت هر گونه آرامگاهی مغایر با قوانین میراث‌فرهنگی است. پس ما باید حرمت و قداست شهدا را حفظ کنیم.» تاریخ بشر ثابت کرده که زندگی و مرگ یک نفر روی زندگی و مرگ تک‌تک ما تاثیر می‌گذارد. ما به صورت اجتماعی دریافتیم که مزار مردگان بنام هر سرزمینی را به پاس تلاش بشری‌شان در جایگاهی ویژه به خاک بسپاریم. قوانین میراث‌فرهنگی هم پاسدار این جایگاه ویژه هستند. دوستداران میراث‌فرهنگی همواره بر اجرای قوانین میراث‌فرهنگی در هر شرایطی اصرار دارند. آن‌چه به نظر بیش از همه در این مسئله محل مناقشه است، میراث‌ ناملموسی است که پاسداری‌اش نمی‌کنیم و نادیده می‌گیریم. میراث ناملموسی که اگر همچون قوانین میراث ‌فرهنگی نادیده گرفته شود، خطوط نامرئی پیوستگی ملی از هم می‌پاشد.

منبع: پیام ما

2 دیدگاه ها

  1. تلگرام گفت:

    خسته نباشید،وبسایتتون خیلی عالیه
    اگر ممکنه کانال تلگرامیتون رو برام ارسال کنید
    ممنون.

  2. نگار گفت:

    آفرین. مثل همیشه خوب بود گزارش خانم علی اصغر. آفرین بهش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *