کارزار مردمی برای جلوگیری از تخریب قلعه پرتغالی‌ها
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹
مانور تخریب شهرداری شوشتر
مرداد ۲۰, ۱۳۹۹
نمایش همه

آتش‌سوزی تخت‌جمشید: یک حقیقت تاریخی یا یک فرضیه احتمالی

گزارش‌های تاریخی موضوع به آتش کشیدن تختگاه شهر پارسه را توسط سربازان مقدونی به یک حقیقت مسلم تاریخی تبدیل کرده

 

افشین یزدانی، دکتری باستان‌شناسی گرایش هخامنشی

دیر زمانی از سخنان بی‌‌پایه و اساس پورپیرار در ایجاد شک و شبهه در تکمیل، کارکرد و ساخت بنای معظم تخت‌جمشید در قالب اظهاراتی «شبه علمی» نمی‌گذرد، که در کمال تعجب و ناباوری این‌بار مدیریت پایگاه میراث جهانی تخت جمشید در یک گزارش خبری با عنوان «رخ‌نمایی پرده‌های سوخته تخت جمشید/ شواهدی برای فرضیه آتش‌سوزی» از به آتش کشیده شدن تختگاه شهر پارسه توسط اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، به عنوان یک «احتمال و فرضیه نیازمند مطالعه و بررسی مجدد» نام برده ادعا می‌کند که براساس «آنچه در کاوش‌های این بنای تاریخی برخورد می‌کنیم و در شواهد فیزیکی پس از کاوش به دست ما رسیده، آثار آتش‌سوزی خیلی زیاد نیست.»

در حقیقت باید گفت که شواهد آتش‌سوزی تخت جمشید از سر ناآگاهی یا هر دلیل دیگر در نگاه مدیر مجموعه نه خیلی زیاد یا حتی زیاد که آنقدر کم و اندک است که آتش‌سوزی تخت‌جمشید را به یک «احتمال» بدل می‌کند و چندین قطعه پارچه سوخته درون یک جعبه چوبی را تبدیل به شاخص‌ترین شواهد فیزیکی آتش سوزی احتمالی می‌گرداند!

باید خاطرنشان شد که اگرچه سخنان و اظهارات مدیر شاخص‌ترین اثر ثبت جهانی ایران جدای از ایجاد شبهه در یکی از سرنوشت سازترین رخدادهای مسلم و اثبات شده تاریخی از جهات دیگری چون ادعاهای در مورد پیشینه مطالعاتی منسوجات هخامنشی نیز قابل بحث و بررسی است، با این وجود در گزارش حاضر توجه اصلی ما به ارائه نمونه‌هایی شاخص از شواهد آتش‌سوزی تخت جمشید خواهد بود که در کاوش‌های باستان‌شناسان ثبت و ضبط شده است:

بازتاب اظهارات مدیر مجموعه میراث جهانی تخت جمشید با عنوان پرده‌های سوخته تخت‌جمشید: شواهدی برای فرضیه آتش‌سوزی در خبرگزاری‌های مهر و اسکان نیوز

۱٫سوختن کاخ‌های تخت‌جمشید نه یک فرضیه احتمالی که یکی از کهن‌ترین رخدادهای مستند و مکتوب شده تاریخ ایران در گزارش تاریخ‌نگاران باستان است

گزارش‌های آتش‌سوزی تخت جمشید و تاراج آن توسط سربازان مقدونی در نوشته‌های استرابو و دیودروس (سده یک پیش از میلاد)، پلوتارک و کواینتوس روفوس (سده یک م.)، ژوستین و آریان (سده دوم م.)، با جزئیاتی چون مقدار زر و سیم تاراج رفته از تخت‌جمشید، با بهره‌گیری از منابع دست اولی که حاصل مشاهدات همراهان اسکندر بوده به تفصیل بحث شده است. شگفت آن که جدای از منابع لاتین ابوریحان بیرونی در حدود هزار سال پیش و در کتاب خود یا نام الآثار الباقیه عن القرون الخالیه، از آتش‌سوزی تخت‌جمشید سخنی با این مضمون می‌گوید: «اسکندر برای انتقام از آتش‌سوزی شهر آتن که در ۱۵۰ سال پیش از آن توسط خشیارشا به وقوع پیوسته بود، تمامی تخت‌جمشید را به آتش کشید. مردمان می‌گویند که حتی تا به امروز نیز نشانه‌ای آتش اسکندری بر ویرانه‌ها قابل مشاهده است».

شواهد باستان‌شناختی آتش سوزی سربازان مقدونی در تخت‌جمشید

به سخن اریک اشمیت کاوشگر تخت جمشید، «شواهد باستان‌شناختی بسیاری که از کاوش‌های کاخ آپادانا، تالار صدستون و خزانه تخت‌جمشید مدرکی مسلم از پایان فاجعه بار تختگاه شاهان هخامنشی را بر برابر دیدگان باستان‌شناسان قرار داده است. این شواهد شامل دیوارها و کف‌های سوخته، ستون‌های سنگی خرد شده و رنگ باخته در اثر حرارت و توده‌های فراوان خاکستر حاصل از سوختگی مواد سوختنی است که همگی بیانگر این مهم هستند که کاخ‌ها و تالارها و خزانه شاهی بر اثر یک حریق سهمگین نابود و ویران گشته‌اند».

کاخ آپادانا، کاخ صدستون و خزانه تخت‌جمشید که بیشترین وشواهد سوختگی و آتش‌سوزی از آن‌ها مشاهده شده است

 

۱- شواهد آتش‌سوزی در تالار و ایوان کاخ صدستون:

براساس گزارش‌های باستان‌شناس آلمانی هرتسفلد و همکاران وی، سرتاسر فضای تالار کاخ صدستون با لایه‌ای از ذغال و خاکستر تا ضخامت یک متر پوشانده شده بود. شدت حرارت در این تالار به حدی بوده که شواهد آن روی بقایای ستون‌ها نیز باقی مانده است. به نظر وی جدا از چوب موجود در سقف تالار بایستی حجم انبوهی از مواد قابل اشتعال را که در این کاخ نگهداری می‌شده عامل شلعه‌ور شدن زبانه‌های آتش بسیار مهیبی دانست که شدت حرارت آن باعث خردشدگی و تغییر رنگ بخش‌هایی از ستون و ته ستون‌های این کاخ شده است. بیرون از تالار، انباشت ذغال و خاکستر در ایوان شمالی کاخ و به ویژه در راستای ردیف جلوی ستون‌های ایوان به همراه خشت‌های سوخته متعلق به دیوارهای حائل به خوبی تأییدکننده تخریب بنا به دلیل آتش‌سوزی گسترده هستند. به قول زنده یاد پروفسور شاپور شهبازی که در دهه ۵۰ مدیریت مجموعه تخت‌جمشید را بر عهده داشتند تالار صدستون جایگاه آتش‌سوزی مهیب اسکندر بود تا آنجا که ستون‌های فروریخته تالار به علت شدت حرارت تاب بازسازی و برپاگشتن را ندارند. نکته جالب توجه آن که مشاهده میکروسکوپی ذرات خاکستر تأیید کننده این مهم بوده است که حجم بسیاری از خاکستر تالار صدستون، ناشی از سوختگی تنه های درخت سدر (سرو آزاد) است که برای پوشش سقف کاربرد داشته‌اند.

 

شواهد آتش‌سوزی در خزانه تخت‌جمشید:

شواهد آتش‌سوزی در خزانه بزرگ تخت‌جمشید که در کاوش‌ها مقابل دیدگان باستان‌شناسان قرار گرفت به دلیل وجود ستون‌های چوبی و مدفون شدن ساختمان پس از تخریب در زیر چندین متر آوار سقف و دیوارها شواهد بیشتری از دیگر بخش‌های تخت‌جمشید را در اختیار باستان‌شناسان قرار داد که در اینجا به چندین مورد از گزارش کاوشگر اشاره می‌کنیم:

خزانه تخت جمشید و خطوط سرخ رنگی که محل سوختگی گسترده دیوارها را نشان می‌دهد. عددهای نوشته شده شماره اتاق‌ها و تالارهایی است که در گزارش حاضر از آن‌ها نام برده شده است. (برگرفته از گزارش کاوش خزانه تخت جمشید)

 

«در اتاق شماره ۳۳ یعنی همان اتاقی که ۷۵۰ لوحه گلی حرارت دیده و پخته شده در آن کشف شد، اندود دیوارهای خشتی خزانه تخت‌جمشید بر اثر حرارت به رنگ قرمز و سیاه تغییر رنگ داده و خشت‌ها تا عمق قابل توجهی پخته شده بودند. لایه ضخیمی از ذغال و خاکستر ناشی از  سوختگی چوب‌های سقف و ستون‌ها به همراه قطعه‌هایی از منسوجات سوخته برکف مشاهده شد»

به قول پروفسور شاپور شهبازی همه عوامل مکشوف دلالت بر آتش‌سوزی بسیار شدیدی در خزانه و به ویژه اتاق الواح دارد. جالب آن که شماری از ظرف‌ها و بشقاب‌های سنگی که در همین اتاق و دیگر اتاق‌های سوخته خزانه به دست آمد به روشنی نشانه‌های سوختگی بر بدنه خود داشتند که توجه مدیریت تخت‌جمشید را به بشقاب پایه دار شماره ۳۰۲ در کاوش سال ۱۹۳۷ و درپوش سنگی شماره ۲۰۲ در کاوش سال ۱۹۳۸ میلادی در کنار نمونه‌های بسیار دیگر جلب می‌کنیم.

دو نمونه از لوحه‌های گلی اداری در اتاق شماره ۳۳ خزانه تخت جمشید که نشانه‌های آتش‌سوزی بزرگ اسکندر را بر خود دارند

اتاق شماره ۳۳ خزانه تخت‌جمشید/ نشانه‌های سیاه‌شدگی و سوختگی پوشش سفید رنگ دیوار بر اثر حرارت آتش سوزی به خوبی قابل مشاهده است

«تمام دیوارهای اتاق شماره ۳۹ نشانه های یک آتش سوزی مهیب را بر خود دارند. آوار موجود در این اتاق مقدار زیادی خاکستر با خود داشت. بیشتر ذرات خاکستر بقایای ساقه های تیروکمان  هستند»

«دیوارهای اتاق شماره ۵۱ خزانه به شدت همانند اتاق شماره ۴۰ سوخته و پخته شده هستند. یک توده سوخته از منسوجات در گوشه جنوب خاوری اتاق بیانگر شدت آتش‌سوزی هاست. آوار موجود در این اتاق حجم بسیار زیادی از خاکستر و ذغال در خود داشت. شواهد از نگهداری مقادیر زیادی کمان و ساقه چوبی تیر کمان در این اتاق حکایت دارد.»

«آتش‌سوزی مهیبی که خزانه را ویران کرد نشانه‌های خود را بر دیوارهای خاکستری متمایل به سبز ایوان‌های شماره ۱۹ و ۲۰ بر جای گذاشته به گونه‌ای که تمامی دیوارها در ایوان شماره ۱۹ دچار آتش‌سوزی گردیده است. لکه‌های سیاه و قرمز حاصل از حرارت روی دیوارهای جنوبی و باختری ایوان شماره ۲۰ به چشم می‌خورد. در همین حال دیوارهای ایوان شماره ۲۱ و گوشه شمال خاوری ایوان شماره ۱۸ (همان ایوانی که صحنه بارعام در آن قرار دارد) رنگ پریدگی‌های مشابهی در اثر شعله‌های سرکش آتش برخود دارند».

«شدت سوختگی‌ها  در اتاق‌های اطراف حیاط شماره ۲۹ خزانه به حدی بوده که به عنوان مثال دو عدد از ته ستون‌های اتاق ۷۰ که در جانب غربی حیاط قرار گرفته به طور قطع بر اثر حرارت خرد و شکسته شده‌اند».

«در تالار بزرگ شماره ۴۱ خزانه شواهد آتش‌سوزی ویرانگری در تمامی بقایای موجود دیده می‌شود. لکه‌های سوخته پلاستر از دیوارهای سیاه شده و دود زده آویزان است و بیشتر ته ستون های تالار از شدت حرارت خرد و منهدم شده یا دست کم ترکیده‌اند».

تالار ستوندار شماره ۴۱ خزانه تخت‌جمشید در زمان کاوش‌های باستان‌شناسی با ته ستون‌های خرد و شکسته شده و دیوارهای سیاه و دود زده بر اثر آتش‌سوزی سربازان مقدونی در سال ۳۳۰  پیش از میلاد

 

۲-شواهد آتش‌سوزی در کاخ آپادانا:

گزارش کاوشگر از شواهد آتش سوزی در کاخ آپادانا و بخش‌هایی که تا زمان کاوش‌ها باستان‌شناسان در زیر آوارمدفون مانده بود از این قرار است:

«آوار موجود در اتاق شماره ۴ و ۵ مقادیر زیادی ذغال و خاکستر در خود داشت. دیوارها به ویژه در اتاق شماره ۵ در اثر شدت حرارت پخته و رنگ پریده شده‌اند. دیوارشمالی اتاق شماره ۳ شواهد یک آتش‌سوزی بسیار مهیب و شدید را نشان می‌دهد. مقدار زیادی ذغال نیز در قسمت شرقی اتاق شماره ۱۰ به دست آمد» بنا به نظر کاوشگر در کنار تیرهای چوبی سقف، وجود اشیا و مواد قابل اشتعالی چون منسوجات و مبلمان‌های چوبی که در اتاق ها نگهداری می شده عاملی برای شدت اشتعال در اتاق های جنوبی تالار آپادانا بوده است

اتاق‌های جنوبی و انبارهای برج جنوب شرقی کاخ آپادانا که شواهد آشکاری از آتش‌سوزی بزرگ سربازان مقدونی در آن‌ها مشاهده شده است (اتاق های شماره ۳، ۴، ۵ و ۱۰).

شواهد سوختگی در کاخ آپادانا محدود به اتاق‌های جنوبی و برج‌ها نشده و در ایوان و تالار اصلی نیز شواهد آتش‌سوزی گزارش شده است:

«ضمن خاک‌برداری در گوشه جنوب شرقی تالار اصلی آپادانا شواهد تازه‌ای بدست آمد که نشان می‌داد کاخ آپادانا در اثر حریق شدیدی منهدم شده است. تاثیر آتش در اینجا از اتاق‌های انبار و برج جنوب شرقی بیشتر مشهود است و حرارت آتش در تالار به قدری زیاد بوده که خشت‌های زیر گچ کاری سبز خاکستری رنگ دیوار تا حدودی پخته و رنگ آن به قرمز کم رنگ تغییر یافته و  قسمت عمده پوشش سبز خاکستری رنگ کف اتاق نیز به عمق پنج میلیمتر تا یک سانتی متر سوخته و سیاه گردیده است».

 

۳- شواهد آتش‌سوزی در مجموعه ساختمان‌های جنوب تختگاه موسوم به «برزن جنوبی»

در جریان کاوش‌هایی که چندین دهه پیش درجنوب تختگاه توسط علی‌اکبر تجویدی انجام شد شواهد فراوان سوختگی به شکل آوار ساقه ستون‌های سوخته و پراکنش ذغال در این مجموعه کشف و کاوش شد که نشان دهنده گستردگی آتش‌سوزی تا بیرون از ساختمان‌های برفراز صفه بود.

شواهد آتش‌سوزی یکی از اتاق‌های ستوندار واقع در برزن جنوبی تخت‌جمشید شامل الوار سوخته سقف و ستون‌ها 

علی تجویدی در رابطه با شواهد آتش‌سوزی بزرگ تخت‌جمشید می‌گوید: «بررسی‌های مقدماتی ما در گوشه شمال شرقی حیاط C در برزن جنوبی تخت‌جمشید روشن ساخت که در این بخش‌ها آتش‌سوزی مهیبی رخ داده است و اتاق‌های این قسمت آکنده از ذغال و خاکستر می‌باشد….به طور یقین آثار برزن جنوبی به همان ترتیب که آثار روی صفه طعمه آتش شده است بوسیله مقدونیان و مزدوران و همدستان یونانی ایشان و دیگر هم‌پیمانانشان ابتدا به صورت کامل غارت شده و تمامی نفائس آن به یغما رفته و سپس با یک نقشه قبلی به آتش کشیده شده است».

این‌ها مواردی از شواهد مسلم و شهادت‌های باستان‌شناسان در کنار گزارش‌های تاریخی است که موضوع به آتش کشیدن تختگاه شهر پارسه را توسط سربازان مقدونی به یک حقیقت مسلم تاریخی تبدیل کرده است اگرچه این پرسش که مدیر محوطه میراث جهانی تخت‌جمشید با تکیه بر چه منطق، استدلال و دانشی این آتش‌سوزی مهیب را که نقطه عطفی در تاریخ بخش بزرگی از آسیا تا شمال آفریقا و مرزهای اروپا بود، یک فرضیه احتمالی نیازمند مطالعه و بررسی مجدد دانسته است، همچنان بی‌پاسخ می‌ماند.

حال باید دید چطور در وزارت میراث‌فرهنگی، چنین فردی را منصوب به مدیریت مجموعه میراث جهانی تخت‌جمشید، نقش رستم و شهر استخر می‌کنند. از این بابت که فردی را بر مدیریت این مجموعه میراث‌جهانی نشانده‌اند که بدون توجه و الزام خود به رعایت دقیق قوانین و مقررات‌های مصوب ملی و فراملی با نام فعالیت‌های حفاظتی و مرمتی دست به دخل و تصرف در آثار می‌زند، در جریان اجرای همین فعالیت‌ها خسارات جبران ناپذیری چون تخریب بخشی از کف حیاط آپادانا را موجب می‌شود و ضربه سنگین حیثیتی به سازمان متبوع خود وارد می‌کند.

1 دیدگاه

  1. جانشاه گفت:

    با سلام ممنون از سواد و اطلاعات دقیق شما جناب دکتر یزدانی
    واقعا جای تاسف دارد که چنین فرد نالایق و بی سوادی را در این منصب گمارده اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *