پشت درهای بسته تخت‌جمشید چه می‌گذرد؟
مرداد ۸, ۱۳۹۹
کارزار مردمی برای جلوگیری از تخریب قلعه پرتغالی‌ها
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹
نمایش همه

واقعیت‌هایی از سرای احمد و ناصر عجم در اهواز

رفع ابهام درباره بنای ثبت ملی شده سرای عجم در گفت‌وگوی اختصاصی با نوه ناصر عجم

 

مجتبی گهستونی، فعال حوزه میراث‌فرهنگی خوزستان، عضو شورای هماهنگی میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری

نگفتن و ننوشتن از مردان بزرگ خیانت به نسل جدید فرهیخته و مشتاق در عرصه تاریخ و فرهنگ است. در این میان استان خوزستان و شهرم اهواز دردامان خود مردان و زنان بزرگی را پرورش داده است که باید به وقتش درباره آنها سخن گفت. از مردی بزرگ به نام ناصر عجم سخن می گویم که تنها فرزند ذکور احمد عجم، رئیس تجار اهواز است. بنای ثبت ملی شده عجم در اهواز که بخش هایی از آن توسط مالک فعلی اش تخریب شده است با نام احمد عجم و ناصر عجم که هر دو از افراد تاثیرگذار شهر اهواز بوده اند پیوند دارد.

با علیرضا منصوری نوه مرحوم ناصر عجم درباره سابقه سرای عجم، فعالیت های کشاورزی، اجتماعی ناصر عجم، انتخاب ایشان به سمت شهردار اهواز، نمایندگی مجلس شورای ملی، حضور در اتاق اصناف و… گفت‌وگویی کردم که در ادامه می‌آید.

 

بنای ثبت ملی سرای عجم که به اشتباه توسط عده ای سرای السله معرفی می شود خانه یا محل کار جناب عجم بود؟

ناصر عجم در سال ۱۲۹۶ شمسی در اهواز دیده به جهان گشود. از پدری بسیار خوش نام و خیر که در عرصه بازرگانی و تجاری و دستگیری از مستمندان شهرت داشت برخوردار بود. مادر ایشان از خانواده های بنام بهبهانی که به بغداد مهاجرت کرده بودند و بعد از ازدواج با پدر ایشان به اهواز مهاجرت کرد و همین امر باعث شد مرحوم ناصر عجم تسلط کامل به زبان عربی کتابی داشته باشد، که بعدها در امور عشایری و سیاسی به ابزاری بسیار قوی در ارتباط با اهالی خوزستان تبدیل شد. منزل خانوادگی ایشان در خیابان سیروس فعلی اهواز، بنایی بسیار باشکوه بود، که محل کار پدر در کاروانسرا مجاور منزل واقع بود، که امروز به نام سرای عجم به ثبت میراث فرهنگی رسیده است، که اشتباهاً سازنده آن را شیخ خزعل میدانند. در صورتی که بنای فعلی توسط آقا احمد عجم رئیس تجار همراه با کاروانسرای کناری آن ساخته شده است. آنچه که می گویم و می نویسم به نقل از مرحوم پدربزرگم ناصر عجم می باشد.

با توجه به اینکه موسسه ای کشاورزی به نام ناصر عجم در ملاثانی وجود داشت، تحصیلات ایشان در چه رشته‌ای بود؟

مرحوم ناصر عجم بعد از پایان تحصیلات متوسطه، توسط پدر که انسانی بسیار مترقی و علاقه مند به تحصیلات بود به مدرسه عالی کشاورزی در کرج فرستاده می‌شود، تا ایشان تحصیلات خود را در رشته کشاورزی ادامه دهد، تا ضمن تحصیل و معاشرت با دیگران از فضای علمی و سیاسی بهره‌مند و از فضایل افراد مطلع به علم روز نیز بهره مند گردد. بعد از تحصیلات، برای خدمت سربازی به اهواز برمی‌گردد و چون علاقمند به رشته کشاورزی بود، به املاک پدری خود که در ملاثانی واقع بود رفته و کشاورزی سنتی حاکم بر آن جا را به سرعت تغییر و با مکانیزه کردن کامل، آنجا را تبدیل به اولین مزرعه تمام مکانیزه خوزستان می نماید.

 

اما ایشان جدا از تحصیلات عالیه و انجام کارهای کشاورزی، یک فعال اجتماعی موفق هم بود. چنین نیست؟

بله، فعالیتهای اجتماعی نامبرده از همان دوران جوانی به تأثیر از پدر آغاز می‌شود، منزل ایشان همانند زمان پدر محلی برای رسیدگی به مستمندان و رفع حوائج آنها و پیگیری امورات آنها می شود، به صورتی که مقدار زیادی از املاک پدری در باغ شیخ و باغ عبده اهواز را بین مردم مستمند تقسیم نموده و حتی برای بعضی ها هزینه ساخت را هم پرداخت می نماید.

 

در کتاب شهریاران شهر که شهرداری اهواز منتشر کرده خواندم که ناصر عجم شهردار اهواز هم بود. از چه سالی شهردار می شود؟  

در سال ۱۳۴۲ با فشار اهالی اهواز و توسط انجمن شهر به عنوان شهردار اهواز منصوب می‌شود. این پست را تا نمایندگی مجلس شورای ملی یعنی سال ۱۳۴۶ با اقتدار در دست داشت. در شهرداری اهواز پایه گذار بسیاری از پروژه های شهری اهواز از جمله خیابان کشی های جدید، میادین جدید، مسقف کردن پیاده ‌روهای خیابان ۳۰ متری و ۲۴ متری، خیابان امام و تسهیل کننده تاسیس دبیرستان دکتر کریم فاطمی، مسقف کردن کانال خطرناک میدان میوه و تره بار قدیم که جانهای زیادی را در طی سال می گرفت و ایجاد فضای سبز و پارک های ساحلی اهواز بود که در این موارد با توجه به کمبود شدید بودجه از توان مالی و ماشین آلات موجود در املاک کشاورزی خود به صورت رایگان جهت رشد شهر استفاده نمود. جهت ایجاد فضای سبز در شهر اهواز، اقدام به آوردن تعدادی از باغبانان ماهر و کارآزموده از اصفهان نمود و با استخدام آنها در شهرداری و دادن قسمتی از املاک خود به آنها برای ایجاد مسکن پایه گذار بسیاری از فضاهای سبز موجود در این شهر شد. ایجاد پروژه های پارک های ساحلی اهواز که همواره نماد این شهر بودند که هم اکنون تبدیل به خیابان شده‌اند توسط ایشان و با کمک همان باغبان های کارآزموده صورت پذیرفت.

و شنیدم که ایشان فردی بود که در داوری ها واسطه گری می کرد. شما در اینباره شنیده اید؟

نفوذ کلام و پاکدستی و دمخور نشدن با حاکمان و زورگویان و بومی بودن ایشان باعث گردید عشایر عرب و لر و بختیاری و سایر اقوام این استان، ایشان را چه در اختلافات درون خود و چه در اختلافات با دوایر دولتی، به عنوان حکم بپذیرند و احقاق حقوق خود را به ایشان واگذار نمایند، که به شخصه روایت های زیادی از ایشان در این مورد شنیده‌ام، که احقاق حقوق مالکین زمین های نورد لوله از دولت بعد از ساخت کارخانه یکی از آن موارد بود.

 

و همان نفوذ کلام و محبوبیت وی، ایشان را راهی مجلس شورای ملی کرد؟

سیره و روش ایشان در مردم داری و خدمت به آنها، فشار مردمی را بر وی برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی بیشتر و بیشتر کرد تا ایشان در انتخابات دوره بیست و دوم با توجه به این که افراد با نفوذی همچون هویدا مخالف این حضور بودند، وارد مبارزه انتخاباتی بکند. ایشان در این دوره از مجموع ۱۸ هزار و ۶۹۹ رای در اهواز با کسب ۱۴ هزار و ۶۵۰ رای، با قاطعیت تمام وارد مجلس شد، که بنا به گفته شاهدان، در آن روز کسبه و عشایر و جمعیت بسیاری از شهروندان اهوازی را به خیابان کشاند. دوره چهار ساله نمایندگی ایشان در تهران آغاز شد و پیگیری امور نمایندگی به یک طرف، رسیدگی های معمول به مردم نیازمند اهواز که به صورت موروثی انجام می شد نیز بر فعالیت‌های ایشان افزوده شده بود به صورتی که منزل ایشان در تهران هم محلی برای رسیدگی به امور شهروندان شده بود و حتی افرادی که برای درمان، تحصیل و کارهای خود به تهران می آمدند و مشکل داشتند طبق روال اهواز به منزل ایشان رفته و کمک می گرفتند که به قول یکی از مباشران ایشان، هیچ فردی را نا امید بدرقه نکردیم.

 

از موضوع مخالفت امیرعباس هویدا برای جلوگیری از انتخاب مجدد مرحوم ناصر عجم که می توانست با رای مجدد مردم به مجلس برود بگذریم، ایشان بعد از دور اول مجلس مسئولیتی اختیار کرد؟

پایان دوره مجلس فرا رسید و همانطور که قبلاً گفته بودم محبوبیت ایشان برای خیلی ها گران تمام شد. به دستور امیرعباس هویدا، حق شرکت در انتخابات دوره بعد را به ایشان ندادند و اعتراض مردم اهواز نیز ثمری نداشت. ایشان به اهواز بازگشت، در صورتی که در مرکز پست ها و پیشنهادهای خوبی به ایشان پیشنهاد گردید، اما وی حضور در جمع همشهریان را ترجیح داد و مکدر از برخوردهایی که با او شده بود به مزرعه خویش در ملاثانی رفت و کشاورزی را ادامه داد. بسیاری از بزرگان شهر به دلجویی از وی برآمدند، استانداران و فرمانداران متعددی برای دل جویی، مشورت و حل مسائل سیاسی و مشکلات استان به خدمت ایشان می‌رسیدند و همچنین به بهانه های مختلف تقاضا داشتند با هر منصبی که تمایل دارد به امور دولتی بازگردد، که با مخالفت ایشان مواجه میشد. در سال ۱۳۵۵ پسشنهاد کسبه و بازرگانان و تجار اهواز را برای ریاست اتاق اصناف که تشکلی صنفی بود را پذیرفت و تا سال ۱۳۵۸ در این منصب بود و با ساماندهی اصناف هنوز خاطره ای خوش برای در ذهن بازاریان قدیم اهواز باقیست.

 

مردم داری و خصلت یاری گری در ایشان چنان بود که زمان اصلاحات ارضی، ایشان به شخصه بخشی از املاک خود را به کشاورزان واگذار کرد. در حالی که می توانست انجام ندهد، این روایت درست است؟

ایشان در زمان اصلاحات ارضی با توجه به این که املاکش مکانیزه بود و این املاک شامل قانون واگذاری زمین به زارعین نمی‌شد، بخشی از املاک خود را به کشاورزان واگذار کرد و همیشه معتقد بود که آنها نیز باید سهمی از این طرح موجود و مصوب شده در مملکت داشته باشند.

 

ناصر عجم در چه سالی فوت کردند؟

پاییز سال ۱۳۶۷ ایشان با دلی آزرده از بی مهری هایی که از بعضی از متولیان این استان در دل داشت، با ما وداع کرد که خدا مسببان این جفاهایی که در حقش نمودند را هدایت نماید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *