شهادت‌نامه‌های سریانی مسیحیان ایران در عصر ساسانی
خرداد ۸, ۱۳۹۹
اژدهایی هفت سر که جوبجی رامهرمز را می‌بلعد
خرداد ۱۰, ۱۳۹۹

اماکن باستانی به مانند گنجینه‌هایی هستند که اسناد پاره‌پاره شده مدارک هویتی ما را در بردارند

 

گفتگو با دکتر سید منصور سید سجادی

گفتگو از:محمدعلی دویرحاوی

«سیدمنصور سیدسجادی» علاوه ‌بر سال‌ها کاوش محوطه‌های باستانی داخلی و خارجی در «شهر سوخته» نیز فعالیت زیادی داشته تا بدان پایه که شاید بتوان گفت داستان «شهر سوخته» داستان کاوش‌های باستان‌شناسی «سید منصور سید سجادی» است. او در مدت دوره‌های کاری مشغول بررسی و مطالعه در «دهانه غلامان»، «کوه خواجه»‌، «تپه طالب‌خان» در سیستان‌ و «تپه بمپور» در بلوچستان بوده، پس از آن به «شهر دقیانوس» در جیرفت می‌رود و «دشت سبزواران» را در طول رودخانه «هلیل رود بررسی» می‌کند. سجادی همچنین تپه‌های «کنارصندل» و «جیرفت» را کشف و پس از آن به مرور خود را وقف کاوش و بررسی «شهر سوخته» کرده.

 

۱-شهر سوخته اول بار توسط چه کسی و در چه دوره‌ای شناخته شد؟

شهر سوخته به مثابه یک محوطه باستانی قابل توجه از سده هجدهم به بعد شناخته شده بوده است. افسران و ماموران گوناگون انگلیسی که طی این سده در سیستان بسر می‌برده‌اند از  محوطه‌های  باستانی سیستان  و این شهر یاد  کرده‌اند و آن را شهری قدیمی دانسته‌اند، هر چند  به دلیل عدم آگاهی از علم باستان‌شناسی قادر به شناسائی تاریخ  شهر نبوده‌اند،  اما  به کهنگی و قدمت آن اشاراتی داشته‌اند.

این محوطه باستانی برای نخستین بار توسط سرهنگ ییت در اواخر قرن نوزدهم میلادی مورد بازدید قرار گرفته است. پس از آن سر اورل اشتاین در دهه دوم قرن بیستم این محوطه را مورد بررسی و کاوش های محدود قرار داده است. سپس تا دهه چهل این محوطه مهم باستانی به دست فراموشی سپرده شد تا آنکه  در  سال ۱۳۴۳ موسسه مطالعات خاور دور و میانه ایزمئو با کسب اجازه از دولت وقت ایران گروهی از باستان‌شناسان و کارشناسان آن موسسه به سرپرستی امبرتو شراتو استاد وقت باستان‌شناسی دوران تاریخی و اسلامی دانشگاه شرق شناسی ناپل را برای یک دوره مطالعات و پژوهش‌های باستان‌شناسی به سیستان فرستاد. مهم‌ترین  نتیجه این بررسی‌ها کشف شهر مهم دوران هخامنشی دهانه غلامان بود.

اما پژوهش‌های اصلی باستان‌شناسی در این سایت در سال ۱۹۶۷ آغاز گردیده است. در این سال هیئتی از موسسه باستان‌شناسی ایزمئو (ایزیائوی بعد و مجددا ایزمئو) کاوش‌های دامنه‌داری را در این محوطه به سرپرستی ماریتسیو توزی آغاز نمود. کاوش‌های این هیئت در وهله نخست بر روی کاخ سوخته و منطقه مسکونی شرقی متمرکز بوده و نتایج جالب توجهی را به دنبال داشته است. در ادامه پژوهش‌ها، این هیئت بخش‌های مرکزی و از سال ۱۹۷۲ گورستان وسیع این شهر را حفاری کرده است. در سال‌های بعدی باستان‌شناسان این  موسسه به کاوش‌های خود در این جا ادامه دادند. گروه کارشناسان ایتالیائی با پشتیبانی مالی دولت‌های ایتالیا و ایران موفق به تشکیل و گردهم‌آئی گروهی از  کارشناسان در رشته‌های مختلف علوم گردید. بررسی‌ها و کاوش‌های میدانی گروه باستان‌شناسان ایتالیائی همزمان با انقلاب اسلامی ایران پایان یافت.

از سال ۱۳۷۶ هجری شمسی هیئتی از کارشناسان ایرانی مأموریت یافتند تا با انجام بررسی‌های مقدماتی و گمانه­زنی در دو محوطه شهر سوخته و کوه خواجه زمینه را برای انجام یک پژوهش گسترده باستان‌شناسی در سیستان فراهم نمایند. اجرای این طرح گسترده از سال ۱۳۷۶ به بعد با انجام کاوش­های دقیق باستان­شناختی در شهر سوخته و از سال ۱۳۷۹ به بعد همزمان با شهر سوخته در محوطه دهانه غلامان نیز آغاز شد، و هم اکنون نیز با جدیت تمام دنبال می­شود.

۲-تفاوت شهر سوخته از با دیگر محوطه‌ها یا شهرهای ایران هزاره سوم در چیست؟

محوطه‌ها و شهر‌های باستانی در دوره پیش از تاریخ تفاوت چندانی با هم ندارند. موقعیت چغرافیایی، وضعیت آب و هوا، حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی، وجود معادن مواد اولیه از مهمترین عواملی هستند که باعث بوجود آمدن تفاوت‌هایی بین این شهر‌ها می‌شوند. این عوامل در ازدیاد جمعیت شهرها و  بزرگ شدن و اهمیت یافتن آنها بسیار مهم هستند زیرا در این صورت است که ابتدا کارهای تخصصی و در پی آن متخصصان پیدا می‌شوند و باز همین شرایط در به وجود آمدن طبقات اجتماعی گوناگون کمک کرده و نتیجه نهایی آن پیدا شدن حکومت‌های اولیه و سپس شهر دولت‌ها می‌شوند و شهر اولیه و مرکزی از اهمیت استرتزیکی برخوردار شده و کنترل یک منطقه وسیع را در بر می‌گیرد.

شهر سوخته یکی از همین شهرها بوده و از همین  قاعده پیروی می‌کند و شکل گیری آن  تابعی از تحولات هیدروگرافیک و ژئوهیدرولوژیک رودخانه هیرمند است. تمدن پیش از تاریخی منطقه سیستان که خود جزیی از حوزه بزرگتر رودخانه هیرمند است، نتیجه سازگاری اقتصادی-اجتماعی زندگی در شرایط سخت از یک طرف و تحمل ناملایمات محیطی از طرف دیگر است. به دلیل وجود اقتصاد کشاورزی مبتنی بر آبیاری و یک‌جانشینی در طول دوران پیش از تاریخ و حتی دوران تاریخی همواره استقرار‌های انسانی در اطراف جریان اصلی یا سرشاخه‌های رودخانه هیرمند شکل گرفته است.

شهر سوخته  و تمدن دیرینه آن  مرهون وجود رودخانه هیرمند است. دو منبع آبی مهم سیستان یعنی رود هیرمند و دریاچه ‌هامون از مهمترین علل وجودی تمدن‌های دوران پیش و پس از تاریخی هستند. در زمینه اهمیت رودخانه و دریاچه در شکل گیری تمدن‌های باستانی در سیستان کافیست به فهرست محوطه‌های باستانی فهرست شده و مطالعه شده در طی چند دهه گذشته به وسیله باستان‌شناسان نگاهی کرد تا به خوبی دریافت که تا سده هجدهم میلادی در این بخش‌های سیستان تراکم استقرارگاه‌های انسانی بسیار زیاد بوده و بقایای آنها به صورت ویرانه‌هایی در گوشه و کنار این سرزمین دیده می‌شود.

۳-یافته‌های باستاشناسی شهر سوخته تا چه‌اندازه به فهم و درک از هزاره سوم به ما کمک می‌کند؟

اشیاء به دست آمده از کاوش‌ها به باستان‌شناسان کمک می‌کنند تا اطلاعات پر ارزشی درباره  ابعاد گوناگون صنعتی، هنری، تجاری و  بهداشتی جامعه را به دست آورند و با توجه به این نکات و آشنائی با  اشیاء و جنبه‌های هنری-فناوری آنها مورد توجه باستان‌شناسان است. مباحثی چون سفالگری، نقش‌مایه‌های هنری، تکنیک‌های ساخت، علائم سفالگران  و اصولا هر گونه اطلاع خاصی در باره این ماده در ارتقاء دانش باستان‌شناسان در زمینه تکنولوژی دوره‌های قدیم بسیار موثر است. به همین ترتیب است توجه به اشیاء و مواد دیگر نیز از اهمیت قابل توجهی برحوردارند. کارهایی مانند مهره‌سازی، ساخت ظروف مرمری، فلزی، چوبی و سنگی، پیکره‌های انسانی و جانوری، ریسندگی و بافندگی نیز از درجات گوناگون اهمیت برخوردار هستند. مطالعه این گونه اشیاء و توجه به مواد ارگانیک به دست آمده از شهر سوخته به شناسایی وضعیت بهداشت جامعه، تغذیه، منابع غذایی، زندگی روز مره، سازماندهی شهر، نحوۀ  اداره شهر  کمک می کند. از طریق همین اشیاء است که باستان‌شناسان  ارتباطات وسیع و گسترده‌ی این شهر در دوران حیات حدود ۱۲۰۰-۱۴۰۰ ساله خود با مناطق هم‌جوار و سرزمین‌های فرامنطقه‌ای پی می‌برند.

۴-به نظر شما از لوحه آغاز ایلامی در شهر سوخته چه برداشتی می‌توان کرد؟

در طی کاوش‌های انجام شده در این شهر تاکنون نوشته‌ای به دست نیامده است. تنها متن به دست آمده همین تابلت یا لوحه مورد اشاره است که متنی کوتاه بوده و در حقیقت از آن می‌توان به عنوان یک فاکتور و یا رسید برخی از کالاها نام برد. در حقیقت در مناطق شرقی ایران و در هیچ یک از محوطه‌های مناطق شرقی ایران تاکنون نوشته‌ای به دست نیامده است. البته باید دو مورد استثنائی را اشاره کرد. مورد اول تپه یحیی است که به نظر می‌رسد در یک دوره صدساله مردمی از مناطق غربی ایران مانند شوش و یا گودین تپه در آنجا اسکان داشته‌اند و تعدادی لوحه از خود باقی گذاشته‌اند. استثنای دوم لوحه‌های به دست آمده از تپه‌های کنار صندل جیرفت است که هم اکنون در دست مطالعه است. به نظر می‌رسد که مردم شهر سوخته با روش‌های شناخته شده نوشتن آشنایی نداشته و برای ارتباطات خود از شیوه‌هایی استفاده می‌کرده‌اند که تاکنون شناخته نشده است. لوحه آغاز ایلامی پیدا شده در این شهر تشان از وجود ارتباطات بازرگانی آنجا با نواحی غربی ایران است.

۵-تحقیقات میان رشته‌ای در شهر سوخته موثر بوده و اینک ادامه دارد؟

باستان‌شناسی امروزه از حالت بسیار سنتی ۵۰ سال پیش به معنای حفاری و یافتن ساختمان و یا اشیاء مختلف درآمده است و اصولا کار باستان‌شناسی نیاز به همکاری متخصصان گوناگون از جمله باستان‌شناس، زمین شناس، گیاه شناس، انسان شناس و در مجموع می‌توان گفت هرگونه تخصصی دارد که بتواند نکات مربوط به یک اجتماع را مطالعه و بررسی کند. این همکاری‌ها باعث به دست آمدن یک سلسله اطلاعات مفیدی برای شناخت جوامع باستانی می‌شود. شهر سوخته یکی از پیشگامان استفاده از مطالعات میان‌رشته‌ای در ایران بوده است. در این زمینه همکاری متخصصان سایر رشته‌ها منجر به شناسایی وضعیت آب و هوایی، شناخت پوشش‌های گیاهی، جانوری، آشنایی با وضعیت فیزیکی افراد، سن و سال، بیماری‌ها و بهداشت جامعه شده است و طبعا این کارها تداوم خواهد داشت.

۶-تا به امروز چند فصل کاوش انجام شده و این کاوش‌ها چگونه پیش رفته؟

تاکنون ۱۸ فصل کاوش در شهر سوخته انجام شده که منجر به شناسایی ابعاد گوناگونی در این جامعه شده که در قالب بیش از ۱۵۰ مقاله و کتاب به جامعه علمی معرفی شده است.

۷-درفاصله بین کاوش‌های باستان‌شناسی آیا تخریبی در این محوطه انجام شده؟

خوشبختانه و تاکنون هیچ گونه صدمه جدی به محوطه وارد نشده و هیچ گونه حفاری قاچاق نیز در این جا انجام نگرفته است. برخی صدمات جزئی یا به خاطر مسائل طبیعی مانند بارش باران یا وقوع سیل و یا به خاطر نا آگاهی برخی از بازدید کنندکان از اهمیت محوطه‌های باستانی  وجود داشته که تاثیرات مخربی به همراه نداشته است.

باید به اهمیت این محوطه‌های باستانی و از جمله شهر سوخته اشاره کنم و بارها یادآوری کرده‌ام که این اماکن باستانی به مانند گنجینه‌هایی هستند که اسناد پاره‌پاره شده مدارک هویتی ما را در بردارند و بنابراین وظیفه هر ایرانی کوشش در نگهداری این گنجینه‌های گرانبهاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *