بخشی از دیوار کاخ سعدآباد فروریخت
اردیبهشت ۲, ۱۳۹۹
چگونه اورارتوها قدرتمند و نابود شدند؟
اردیبهشت ۲, ۱۳۹۹

کشف بیش از ۲۵ نوع چنگ در یافته‌های باستانی ایران

 

گفت‌وگو با سیف‌الله شکری پژوهشگر موسیقی و احیا کننده سازهای باستانی

گفت وگو از: مجتبی گهستونی و سحر کاظمی

سیف‌الله شکری که در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در شهر قزوین زاده شد و در سی سال فعالیت هنری خود احیای کهن‌ترین «چنگ» ایران و جهان به سفارش بخش اسکان بشر سازمان ملل متحد برای استقرار در دفتر دبیر کل سازمان ملل، با دیرینگی شش هزار سال، و «بربط» میان‌رودان با پیشینه‌ی حدود پنج هزار سال در کنار احیای یکصد و بیست ساز باستانی ایران، بررسی شصت و سه هزار ساز موزه‌ای، جمع‌آوری اطلاعات پانزده هزار ساز را در کارنامه خود دارد. سیف‌الله شکری در آبان‌ماه ۱۳۸۸، ساز ملی «فرش»، را با الهام از دار قالی ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین دستگاه سیم‌ساز در ایران را طراحی کرده و بسازد. در کنار چنگ و بربط، «لیر» اشکانی و «نی» سه هزار ساله خوزستان را بازسازی و سازهای «نگاره» و «۹ اکتاو» را ابداع کند که «چنگ ایران باستان» در فهرست میراث ناملموس بشری ایران ثبت ملی شده است. فرصتی دست داد تا با این پژوهشگر گفت وگو کنیم.

چرا و چگونه پژوهش در حوزه موسیقی را انتخاب کردید؟

موضوع پژوهش و انگیزش آن باز می‌گردد به اوایل دهه هفتاد شمسی که برای من پرسش‌هایی مانند همه فعالان در عرصه هنر موسیقی ایجاد شده بود و به دنبال پاسخی برای آن‌ها می‌گشتم. هزار سوال بی جواب آن هم در سن بسیار کم در اوایل جوانی، اما مهمترین سوالی که من را برآن داشت که تحقیق و پژوهش کنم این بود که تاریخ موسیقی سرزمینم تا کجاست؟ اگر این گفته درست است که موسیقی ایران زمین قدمتی چند هزار ساله دارد بر اساس چه اسنادی است؟ این پرسش سرآغاز ورود من به دنیای بی انتهایی بود که از رشته‌های باستان‌شناسی، مردم‌شناسی، تاریخ ادبیات، جامعه‌شناسی، فیزیک، هندسه، طراحی دستگاه‌های صنعتی، ریاضی و … را در بر می‌گیرد و آن‌قدر وسعت پیدا کرد که امروز به جرات می‌توانم بگویم که عمر یک نفر برای آن کافی نیست. برآنم که زین پس عمرم را برای نشان دادن ابعاد همه جانبه‌ی آن به میراث‌داران واقعی هنر ایران یعنی فرزندان سرزمین ایران صرف کنم و وقت آن است که علاقه‌مندان و جوانان سرزمینم این راه را ادامه دهند .

از اختراعات و ابداعات خود در حوزه سازهای باستانی شروع کنیم. قطعا برای من و مخاطبان شگفت‌انگیز خواهد بود.

از آثار اختراعی خودم بارزترین‌هایش را نام می‌برم. ساز فرش با الهام از دار قالی ساخته شده است. در اصل تشکری است از طرف من از جامعه فرش بافان ایران. مادران و پدران فرش‌باف، پسران و دخترکان فرش‌باف ایرانی. اولین ساز ۱۰ نفره جهان است که هم به صورت کوبه‌ای و هم مضرابی، زخمه‌ای، چکشی و آرشه‌ای نواخته می‌شود. یکی از ۸۰ طرح برتر یکی از رویدادهای بخش یون هبیتات سازمان ملل قابل بود که تقدیر شد و تقدیرنامه دریافت کرد. در کنسرواتوری چایکوفسکی روسیه یک نمونه‌اش وجود دارد. در موسیقی‌های فیلم از آن استفاده شد، مثل موسیقی فیلم «بدرود بغداد» یا فیلم «شیار ۱۴۳ درجه». یک ساز بادی به نام سروش ساختیم که آن هم قابلیت‌های ویژه‌ای دارد. ساز مضرابی دیگری هم به نام مشتاق کار کردیم. به یاد استاد مشتاق کرمانی که یکی از استادان بزرگ موسیقی ایران محسوب می‌شود. پایه نوازندگی آن بر مبنای سه تار است که در سال ۱۳۸۱ یا ۸۲ نمونه‌ی ۸ سیمه‌اش ثبت اختراع شد و قابلیت‌های متفاوتی را به نوازنده ارائه می‌کند. چند نفر از موزیسین‌های خوب این ساز را دارند و استفاده می‌کنند و امیدوارم مطابق طبع مردم عزیز کشورم بوده باشد.

ایده احیا سازهای باستانی از کجا آغاز شد. چطور با این مقوله آشنا شدید؟

در همان سال‌های اولیه تحقیقات و پژوهش روی آثار تاریخی و باستانی موسیقی ایران به ضرورت بررسی علمی و عملی درباره آثار موسیقی پی بردم و شروع به تحقیق روی حرکت‌های انجام شده‌ی پیش از خودم کردم. در این‌جا یادآور می‌شوم که درگذشته‌ی تاریخی ما بزرگان و دانشمندان موسیقی علمی ایران به اهمیت بررسی آثار پیشینیان و بازگرداندن آن آثار توجه داشته‌اند و فعالیت‌های بنده به عنوان اولین حرکت نبوده است. در این زمینه می‌توانم از استاد بزرگ رشته ساخت ساز جناب «ابراهیم قنبری مهر» و پیش از ایشان از دانشمند بزرگ «عبدالقادر مراغه‌ای» و پیش از آن از «حکیم فارابی» نام ببرم که هر یک از این بزرگان قدمی در رابطه با احیا سازهای موسیقی برداشته‌اند که ما در دوره‌هایی که در سال‌ها ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ برگزار می‌کنیم به فعالیت‌های این بزرگان به صورت کامل و با ارائه مستندات علمی خواهیم پرداخت.

چرا باید آثار موسیقی  باستانی تاریخی دوباره بازسازی و احیا شوند؟

من این‌جا نقل قولی از معلم ثانی حکیم ابونصر فارابی بزرگ را یادآور می‌شوم. ایشان می‌گویند: سازهای موسیقی هر یک به نبوه‌ی خود داری امکانی ویژه هستند که هنرمند را بر آن می‌دارد که از آن آثار استفاده کند و همین قابلیت‌های خاص مانند رنگ صوتی، حجم و مشخصات دیگر می‌تواند در سازهایی که محدوده صوتی کمی داشته باشند هم باعث شود تا هنرمند از آن‌ها صرف نظر نکند و آنان را در مقوله ی سازبندی کنار سازهای کامل دیگر به کار بگیرند.

آیا احیا سازهای باستانی بر اساس شیوه مشخصی انجام می‌پذیرد؟

مشکل‌ترین بخش این بود که شیوه و دانش فنی احیا سازهای تاریخی و باستانی در ایران و جهان به شکل مدون و کلاسه شده وجود خارجی نداشت و در تمام رشته‌های مرتبط مانند تاریخ، باستان‌شناسی، ادبیات و رشته‌های دیگر، پژوهشگران به دلیل نداشتن تخصص موسیقی و یا نبود کارگروه‌های متشکل از متخصصین رشته‌های دیگر همه جانبه به آن نپرداخته بودند. پس در آغاز به ضرورت باید برای اولین بار یک شیوه و الگوی کار برای خود قرار می‌دادم. تصمیم بر آن گرفتم که برای خود در سه بخش احیا سازهای باستانی و تاریخی را مشخص و عملی کنم. این سه بخش که برای انتقال به نسل آینده ضرورت دارند و باید بتوانند به عنوان یک الگوی پیشنهادی از آن استفاده کنند. بخش اول: تحقیقات کتابخانه‌ای در حوزه‌های مرتبط برای ردیابی ریشه‌هایی مانند باستان‌شناسی، تاریخ، مردم‌شناسی و قوم‌شناسی و موسیقی بود. بخش اول در نهایت به شکل اسناد تاریخی قابل قبول برای مجامع علمی در سطح جهانی مورد استفاده قرار گرفت. در بخش دوم: آزمایشگاهی تمام فرضیه‌های در نظر گرفته شده در مورد احیا هر اثر که در آن آزمایش، آزمون و خطاهای احتمالی مورد امتحان قرار گیرد انجام دادیم تا بتوانیم تمام فرضیات و احتمالاتی که علم فیزیک و علم باستان‌شناسی و تاریخ برای آن می‌توان در نظر گرفت را مورد آزمایش قرار دهیم. بخش سوم: به بخش کارگاهی اختصاص داشت که در آن موارد آزمایش شده نزدیک به احتمالات واقعی تولید، ثبت مهندسی و علمی شود تا پس از آن برای استفاده‌ی علاقه‌مندان در موسیقی امروز جهان ارائه شود.

آیا حوزه پژوهش‌های شما فقط به موسیقی در تاریخ و باستان محدود می‌شود؟

از آن‌جا که حوزه پژوهش چند وجهی است و همیشه تنوع در آن وجود خواهد داشت و از نگاه دیگر به دلیل گستردگی مفهوم موسیقی در زندگی بشر و تاثیر آن در طول تاریخ، من هم ناخودآگاه در حوزه‌ی پژوهش با مطالبی بسیار گوناگون و متنوع روبه رو بوده‌ام. ما تمام فعالیت‌مان را به  مقوله موسیقی و هر آن چیزی که به موسیقی می‌پردازد، معطوف کردیم. اما حوزه فعالیت من در سه بخش به صورت جدی دسته‌بندی می‌شود. یک: تحقیق و پژوهش روی موسیقی ایران و جهان و احیا آثار موسیقی و رمزگشایی از آثار مکتوبی که در مورد موسیقی ایران وجود دارد.

دو: حوزه مهندسی صدا و صداهایی که پیش از این در سازهای دیگر وجود نداشته است که امروز در بخش ابداع و اختراع ساز می‌شود از آن نام برد. اما لازم است این توضیح را بدهم که بنده هیچ اعتقادی به اختراع و ابداع در حوزه ساز ندارم با توجه به این امر که ۶۳ هزار ساز موزه‌ای جهان را بررسی کردم به جرات می‌توانم بگویم که هیچ اختراعی در جهان وجود ندارد. هر چیزی از این دست که نو باشد کشف روابط جدید خواهد بود و دوم تمام ابداعاتی که ما در حوزه‌ی موسیقی از آنها نام می‌بریم نوعی از تلفیق محسوب می‌شود. خواه آثاری که بنده کار کرده‌ام و خواه آثاری که در مناطق مختلف دنیاست. سومین بخش: اصلاح و علمی کردن شیوه ساخت سازهای معاصر کلاسیک ایران است. فعالیت‌های انجام شده در این زمینه یا سعی و خطا بوده است و گاه استاد شاگردی به معنای سنتی آن. ما بدون الگو گرفتن از روشی که اروپایی‌ها در زمینه سازهای خودشان بعد از عصر باروک داشتند، نزدیک به بیست سال است که مشغول نگارش شیوه ی علمی سازها هستیم تا علاقه‌مندان و جوانان، نوآموزان بتوانند با بررسی و آنالیز تمام اجزا تشکیل دهنده سازهای ایرانی در هر سازی به صورت مجزا به ساز‌های با کیفیت‌تری برسند. دقت بفرمایید تمام سازهای موسیقی ایران قابلیت‌های بسیار ویژه‌ای دارند. به دلیلی که در طول تاریخ ابزار و امکانات هنرمندان آن عصرها محدودتر بوده است نشده که کار بیشتری روی سازها انجام شود. بنده بعد از بیست سال تحقیق اعلام می‌کنم که  ساز نی، سه تار، تار، عود، قانون، کمانچه با شیوه کاملا علمی قابل تولید خواهند بود و در دوره‌هایی که سال ۹۹ برگزار خواهد شد، شیوها و فرمول‌های محاسباتی آن در اختیار سازگرها و علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

این پژوهش‌ها به صورت فردی انجام پذیرفته است؟

این‌جا لازم است یک توضیح را بدهم. موسیقی هیچ‌گاه هنری فردی نبوده و نخواهد بود. هنری است که مستلزم حضور و پیوستگی افراد است، پس موسیقی منوط به امتداد افراد است. کاری که ما شروع کردیم یک پیشنهاد و یک تجربه و یک ارائه اولیه برای جوان‌ها است تا آن‌ها کار ما و این نوع نگاه را ادامه دهند و به قول شیخ الرئیس بوعلی‌سینا بتوانیم به کار جمعی درست در امتداد هم برسیم .

در زمینه مطالعات باستان‌شناسی و مطالعات تاریخی از چه منابعی استفاده می‌کنید و از چه کسانی مشاوره می‌گیرید؟

منابع مورد نیاز در بخش پژوهش و احیا در چند رده دسته‌بندی می‌شوند: یک کتب و دست نوشته‌های تاریخی بازمانده از گذشته‌گان. دوم آثار کشف شده‌ی باستانی و تاریخی مربوط به دوره‌های مورد نظر که در هر بخش از موزه‌ای جهان قابل دسترسی باشد. سه آثار باستان‌شناسان مطرح جهان و ایران در مورد پژوهش‌های مورد نظر. چهارم مقالات و آثار موسیقی باستان‌شناسان جهان. پنج مطالعات قوم‌شناسی و مردم‌شناسی پژوهش‌گران آن حوزه و هر چیزی که بتواند به عنوان مدرک و سند علمی قابل استناد باشد و این مستندات بعد از پایان هر پژوهش در بخش کتابخانه‌ای، مستندسازی و دسته‌بندی اسناد تاریخی قرار می‌گیرد و مدارک مورد نظر هر اثر را دسته‌بندی کرده و با ارائه مستندات کسب نظر باستان‌شناسان و متخصصین دیگر داخلی و بین المللی، احتمالات و قطعیات در نظر نگرفته را هم لحاظ می‌کنیم و بعد از آن به شکل مستند دسته‌بندی خواهد شد.

از کی شما به عنوان مسئول دبیرخانه نوای صلح ایکوم انتخاب شدید ؟

همکاری بنده با ایکوم به سال‌های دور برمی‌گردد. از آن‌جایی که سعادت شاگردی استاد محیط طباطبایی برای بنده بود همیشه به طور مستقیم و غیر مستقیم در فعالیت‌های ایکوم حضور داشتم و بعد از عضویتم در ایکوم فعالیت‌های مستقیم با راهنمایی‌های اساتید عضو بیشتر شد. در بهار سال ۹۵ طی سفری که اینجانب با احمد محیط طباطبایی، ریاست محترم ایکوم ایران به شهر ایذه و منطقه کول فره برای شرکت در مراسم رونمایی کتاب نارسینا دکتر اردشیر صالح‌پور داشتم بنده موضوع پروژه نوای صلح را با ریاست ایکوم عنوان کردم و بعد از بازگشت از ایذه و خوزستان به دستور ایشان این پروژه کلید خورد. در همان سال در مراسم گرامی‌داشت روز جهانی ایکوم، چنگ نارسینا به عنوان نماد صلح موزه‌های ایران به ریاست جهانی ایکوم در محل موزه ایران باستان (موزه ملی) و با حضور ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی جناب مهندس بهشتی، اعضای ایکوم ایران، ریاست محترم ایکوم ایران جناب محیط طباطبایی، اعضای اجرایی ایکوم ایران و دیگر مسئولان اهدا شد. پروژه‌ی نوای صلح بعد از چند سال تحقیق در حوزه صلح در اولین قدم با رویکرد معرفی لالایی‌های اقوام ایران و با همکاری هنرمندان جوان ایران شروع شد. البته لازم به ذکر است که فعالیت‌هایی اینجانب در حوزه صلح به دهه‌ی هشتاد برمی‌گردد و در آن سال‌ها چند پروژه با همکاری‌های بین‌المللی در این زمینه با استفاده از هنرمندان جوان انجام دادیم. با این حال شکل‌گیری نوای صلح و آلبوم نوای صلح ایکوم ایران با آهنگ‌سازی و سرپرستی هنرمند خوب و جوان کشور جناب آقای حسام ناصری به منظور رونمایی و ارائه در نشست سالیانه‌ی ایکوم جهان در کشور ایتالیا به انجام رسید. بعد از آن کنسرت موسیقی که برگرفته از لالایی‌های اقوام ایران بود با آهنگ‌سازی آقای حسام ناصری در محل موزه ایران باستان و مجموعه‌ی کاخ موزه نیاوران به انجام رسید که مورد استقبال خوب و پر شور هموطنان‌مان قرار گرفت. همچنان در بخش‌های مختلف این دبیرخانه مشغول به انجام فعالیت در پروژه‌های بین‌المللی هستیم.

نام نوای صلح چگونه انتخاب شد؟

دلیل نام‌گذاری نوای صلح برای این پروژه و تشکیل دبیرخانه آن به این شکل بود که ما معتقدیم مفهوم صلح در جهان امروز جنگ نکردن است. در صورتی که مفهوم واقعی صلح، آرامش است و بس. طبیعتا برای آرامش باید نمادی انتخاب می‌کردیم که با اشتراکات بشری مرتبط باشد و فراتر از هر نوع نگرشی در مورد زبان رنگ و نژاد باشد. به این نتیجه رسیدیم که آغوش مادر دیرینه‌ترین جایگاه آرامش است و لالایی مادر کهن‌ترین نوای صلح جهان محسوب می‌شود .

مسئولیت و ماموریت دبیرخانه نوای صلح چیست؟

برنامه‌ها و چشم اندازهایی که اعضای دبیرخانه نوای صلح جهانی ایکوم برای خود تعیین کردند در سایت  melodiofpeas.com کاملا مشخص شده است. تمام پروژه‌هایی که در حال انجام است در آن‌جا ذکر شده و علاقه‌مندان می‌توانند از این دسترسی کامل به برنامه و چشم‌اندازهای نوای صلح جهانی ایکوم بهره‌مند شوند.

آیا شرایط اقتصادی بر روند فعالیت‌های شما خصوصا در تامین مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز تاثیر داشته است؟

روند تحریم‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانست بر کار ما تاثیر بگذارد. به این دلیل که از ابتدا حوزه‌ی فعالیت پژوهشی به معنای کتابخانه‌ای و آزمایشگاهی و کارگاهی ما طوری طراحی شده است که بر اساس دانش فنی داخلی و بومی خودمان باشد. یعنی محاسبات ما وابسته به شرایط خودمان است. متریال‌های مورد نیاز هم از داخل کشور تهیه می شود. شرایط و سیستم کارگاهی و دستگاهی یمان نیز به همین شکل است. پس ما تمام دستگاه‌هایی که برای کار نیاز داریم را خودمان می‌سازیم. حتی بنده با همکاری و کمک یکی از دوستان متخصصم اولین دستگاه ساخت سیم کشور را در تاریخ موسیقی ساخته‌ام که همچنان در حال استفاده از آن هستیم. مثلا در سازی مثل ساز “فرش” تمام سیم‌ها به صورت کامپوزیت تا ۶ لایه ساخته شده است. در ساز دیگری به نام “مشتاق” و در چنگ های باستانی تمام سیم هایشان همین جا ساخته می شود. به همین دلیل نه در زمینه علمی و نه در حوزه متریال و دستگاهی (تجهیزات) نیازی به کشورهای دیگر نداریم اگر فعالیت‌های ما مورد علاقه‌ی پژوشگرها و علاقه‌مندان قرار بگیرد تمام کمال این دانش و مهارت‌ها در اختیار قرار خواهد گرفت.

چنگ‌ها با پیشینه تاریخی‌شان از چه زمانی در تاریخ موسیقی ایران حذف شدند. چرا؟

تاریخ چنگ‌های ایران بیش از شش هزار سال است. اگر ما مطرح می‌کنیم که تاریخ چنگ در ایران شش هزار ساله است به این دلیل می باشد که در جامعه علمی و در سطح بین المللی باید اسناد قابل پذیرش ارائه شود. پس با توجه به سند هایی که وجود دارد چنگ چغامیش خوزستان قدیمی ترین اثر از چنگ مربوط به هزاره ی چهارم قبل از میلاد است که اثر آن از تپه ی چغامیش در شرق دزفول و غرب شوشتر کشف شده است. ما اولین «گروه نوازی» بشر را در همان تصویر می بینیم. می توانیم بگوییم این ساز پیشتر از اون تاریخ اختراع شده و کامل شده در حدی که بتواند در کنار سازهای دیگر قرار بگیرد. با این حال تاریخ شش هزار ساله را می‌توان برای چنگ‌ها متصور شد. ایرانیان اولین مخترعان چنگ در جهان محسوب می‌شوند. برخی به اشتباه فکر می‌کنند که قدمت موسیقی و چنگ‌نوازی به دوره ساسانی بر می‌گردد که با توجه به نقش برجسته‌های ایذه، پیکرک‌های ایلامی شوش و جام ارجان سندیت سازهای باستانی ایران دیرینه‌گی بیشتری دارد. در تاریخ ایران بیش از ۲۵ نوع چنگ مشاهده شده است. برای صددرصد آنها تحقیقات علمی انجام شده که حدود ۸۰ درصد آن‌ها را ما در پروژه‌های مختلف قابل بازسازی کردیم. اما تاریخ شش هزار ساله‌ی چنگ به طور مستند از هزار چهارم قبل از میلاد شروع می‌شود و در بعد از دوره‌ی شاه عباس یعنی اواسط دوره‌ی صفویه برای همیشه از تاریخ موسیقی ایران حذف می‌شود. یعنی ما چنگ اصفهان را در دوره‌ی چنگ‌های اسلامی به عنوان آخرین چنگ در تاریخ ایران داریم. دلایل حذف شدنش از موسیقی ایران زمین به عوامل متنوعی گره خورده است. اما یکی از دلایل ممنوعیت موسیقی است. این‌جا لازمست که من بگویم که خود این مبحث که چرا چنگ از تاریخ ایران حذف شد یک مصاحبه‌ی کامل است. به صورت کلی عوامل بسیار زیادی در این ماجرا دخیل بودند از جمله عوامل اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی و اگر علاقه‌مندان و مخاطبان شما علاقه داشتند در فصلی جداگانه مفصل فقط به این موضوع می پردازیم که چرا چنگ حذف شد.

نام‌گذاری چنگ‌ها توسط شما بر اساس چه شاخص‌هایی انجام شد؟

به دلیل تنوع چنگ‌ها تصمیم گرفتیم که نام‌گذاری آن‌ها را طوری انجام بدهیم که هم زمان چند موضوع را بتواند پوشش دهد:یک دوره، دوم محل کشف و منطقه‌ای که در آن کشف شده است و این‌که متعلق به چه مردمانی در دوران باستان بوده. سوم انتقال فرهنگ و ترویج آن هم مدنظر باشد. یعنی اینکه کسی با شنیدن نام یک ساز برایش این سوال پیش بیاید که این نام چه دلیلی دارد. این نام معنایش چیست و به کدام منطقه ارتباط دارد و همین‌طور پیگیر شود. خوشبختانه در این حوزه امروز می‌توانم بگویم بسیار موفق بودیم. دانش فنی احیا چنگ‌های باستانی بر اساس دانش فنی تیم بنده در نشست ثبت میراث معنوی فرهنگی کشور در سال ۸۹ در چابهار به ثبت ملی میراث فرهنگی رسیده است. در حوزه چنگ‌های باستانی که مربوط به حوزه خوزستان است می‌توانیم از چنگ چغامیش، چنگ نارسینا (معبد کولفره)، چنگ و بربط (لیر)ارجان و پیکرک های گلی شوش و در مناطق مختلف ایران هم از چنگ بیشاپور، چنگ نهاوند، چنگ‌های دوره ساسانی مثل چنگ طاق بستان و سپس در دوره اسلامی به چنگ هرات، چنگ بغداد، چنگ ترکمن، چنگ تبریز، چنگ قزوین، چنگ شیراز و چنگ اصفهان اشاره کرد. این موارد نامگذاری بخصوص در حوزه ی تمدن ایلام  باعث معرفی بیشتر منطقه ی باستانی نارسینا یا کولفره، شهر بهبهان و ارجان، تپه چغامیش و چغازنبیل و… در سطح بین المللی شده است. همین امروز در گوگل جستجو کنید متوجه خواهید شد که چقدر سوال پرسیده می شود که چنگ ارجان چیست و مربوط به کجاست. چنگ نارسینا چیست، چنگ چغامیش و… به کجا تعلق دارند. در حوزه سازهای کوبه ای و شاهنامه، همه این سازها را بررسی و دوباره احیا کردیم. سازهای بادی، کوبه‌ای، زخمه‌ای و..که چگونگی شیوه احیا و اسناد آن در سال ۹۹ به علاقه‌مندان ارائه و معرفی خواهند شد.

آیا سازهای باستانی این قابلیت را دارند که وارد بازار موسیقی ایران و حتی جهان شوند؟

اگر منظورتان از بازار موسیقی استفاده آن در نزد هنرمندان و آهنگ‌سازان است باید بگویم که بله استفاده شده است. در پروژه‌های نوای صلح و کنسرت‌هایش این سازها را استفاده کرده‌ایم؛ ساز ارجان و چنگ نارسینا برای اولین بار برای اختتامیه‌ی مراسم منشور کوروش استفاده شد. در بخش‌های بین‌المللی دوستانی که در حوزه‌ی موسیقی مدرن در اروپا فعال هستند از این سازها تهیه کرده‌اند. در داخل هم این سازها مورد استفاده موزیسین‌های ایرانی قرار گرفته است. تمام این سازها قابلیت استفاده در موسیقی امروز ایران و جهان را دارند. بستگی به نوع نگاه آهنگ سازها و نوازنده ها و نوع استفاده شان دارد. البته این مقوله  احتیاج به گذشت زمان دارد. پنجاه سال بعد باید قضاوت کنیم و آیندگان باید بگویند که آیا اینها تنوانستند خودشان را در موسیقی امروز ایران یا جهان بقبولانند.

موسیقی در زندگی شخصی شما چه تاثیری داشته است؟

بعد از آشنایی من و شروع فعالیتم در زمینه هنر در اواخر دهه ی ۶۰ می توان به جرات بگویم تا به امروز موسیقی همه زندگی من و خانواده‌ام بوده است و تمام ابعاد وجودم را تحت تاثیر قرار داده است و اثر بخشی مستقیم بر تفکر، رفتار، نگاه، فعالیت و تعهد نسبت به سرزمینم داشته است و همچنان خواهد داشت. تا روزی که نفس می‌کشم به یاد مردمم و به عشق سرزمینم کوشش می کنم.

فکر می‌کنید تا کی می‌خواهید به فعالیت‌های پژوهشی و علمی‌تان در حوزه موسیقی ادامه دهید؟

مقوله پژوهش و در طرف دیگر هنر به‌ خصوص موسیقی چیزی نیست که ما در آن بازنشستگی داشته باشیم. تا روزی که فعال هنر زنده است آن حرکت ادامه دارد و من نیز هم به همین شکل هستم. امانتی که امروز در اختیار من است باید در اختیار جوان‌های این مملکت قرار بگیرد. تصمیم دارم در حوزه‌هایی که نیمه تمام بوده و دسته‌بندی آن‌ها کامل نشده است، فعالیت داشته باشم. همچنان که مثل ‌سال‌های پیش در خلوت خود تلاش خواهم کرد همچنان برای پاسخ‌گویی به سوالات جوان‌ها و علاقه‌مندان فعالیتم بیشتر خواهد شد. قطعا هر چقدر هم که عمر داشته باشیم باز فرصت کم است،برای اینکه بدانیم که چقدر نمی‌دانیم و هر چقدر که در این مسیر جلوتر می‌رویم تازه متوجه می‌شویم که چقدر ناآگاهیم. پس باید همیشه بیاموزم.

در دو ماه گذشته که کرونا تاثیر عالم‌گیر بر جهان و زندگی آدم‌ها گذاشته به نظر می‌رسد، موسیقی در آرامش مردم نقش پر رنگی داشته. آیا از نظر شما چنین نیست؟

موسیقی همواره و در طول تاریخ چهل و پنج هزارساله‌ی زیست بشر باتوجه به اسنادی که وجود دارد در جای جای دنیا یکی از امور مهم زندگی بشر بوده است. چه در آیین‌ها، دین‌ها، فرهنگ‌های اقوام و چه در شرایط اجتماعی زیستی بشر همواره امر مهمی تلقی شده است.  هر کجا بشر از آن غافل شده است آسیب‌های را در زندگی اجتماعی خورده است. وظیفه اصلی موسیقی ارائه آرامش و تفکر به افراد اجتماع است.

چه مسائلی در حوزه پژوهش موسیقی مقفول مانده و نیاز به توجه بیشتر دارد؟

در پژوهش موسیقی ما نمی‌توانیم بگوییم چه چیزی مغفول مانده است. نسبت به نیاز جامعه و نیاز افرادی که در آن حوزه فعالند، می‌توانیم بررسی کنیم.

برنامه‌های سال ۹۹ شما چیست؟

کلیه پژوهش‌های ما اعم از باستانی، تاریخی، هنری، کارگاهی و موسیقی عملی، قرار هست بعد از پایان بحران کرونا در سال ۹۹  همه، در اختیار فرزندان این سرزمین قرارگیرد. دانشجویان،هنرمندان موسیقی،فعالین حوزه سازگری و… در بخش‌های پژوهشی می‌توانند از این دستاوردها استفاده کنند و برای استخراج مقالات علمی در داخل کشور و حتی خارج از کشور، با اطلاعات تاریخی و شیوه‌ی چگونگی احیا سازها بهرهمند شوند. خوب دقت بفرمایید منظور من از اطلاعات تاریخی و شیوه‌ی چگونگی احیا سازها صرفا سازهایی نیست که ما ساختیم. ما دانش فنی احیا و اطلاعات علمی کامل را در اختیارشان قرار می‌دهیم که این مهارت را در سال ۸۹ در فهرست میراث ناملموس ایران ثبت ملی کرده‌ایم. در بخش کارگاهی هم همین طور، دوره‌ها و کلاس‌ها و شرایط مختلف همه به صورت رایگان و بدون چشم داشت مالی در اختیار تمام فرزندان ایران قرار خواهد گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *